تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 989

مساهمون:

ص٩٨٩
آورد كه :
در روز ألست ، بلى گفتى * امروز خود ، ببستر لا خفتي
تا كي ز معارف عقلي ، دور * بزخارف عالم حسّ ، مغرور
از موطن اصلى ، نيارى ياد * پيوسته بلهو ولعب ، دلشاد
نه أشك روان ، نه رخ نه روى * اللّه اللّه ، تو چه بىدردى
در چنين حال وغفلتى ، خداوند تعالى بواسطهء كتاب وارسال رسل وأولياء وأوصياء آنها بهدايت انسان ميپردازد واين بزرگواران فىالحقيقه در هدايت ، قائمقام حضرت حقتعالى بوده ونائب خدا از منوب عنه داراى نيابت است وبطور تحقيق ، كار نائب ومنوب عنه يكى بوده وبقول مولانا جلال الدّين بلخى ، نگاه كردن از دو چشم بر چيزى ، آنرا دو تا نشان نميدهد ولذا عارف ، هدايت رسول وأوصياء أو را نيز از خدا ميداند ، زيرا هدايت يك حقيقت بيش نيست ، اگرچه بواسطهء رسول وامامان معصوم - عليهم السّلام - از حضرت حقتعالى باشد :
چونكه شد از پيش ديده ، روى يار * نائبى باشد ، از اومان يادگار
چون خدا خود مىنيايد در عيان * نائب حقّند ، اين پيغمبران
نى غلط گفتم ، كه نائب با منوب * گر دو پندارى ، قبيح آيد ، نه خوب
لاجرم چو بر يكى افتد بصر * آن يكى باشد ، دو نايد درنظر
نور هردو چشم ، نتوان فرق كرد * چونكه در نورش ، نظر افكند مرد
پس انسان از بين جميع موجودات ، مهتدى ، بدو هدايت تكويني وتشريعي يا اضطراري واختياري است وبتعبير ديگر بجمع دو دعوت عامّ وخاصّ ، ودو شريعت مطبوع ومجعول - موضوع - يا تكويني وتدوينى اختصاص يافته ومبدء دوگونه حركت ذاتي وارادى گرديده است . حركت ذاتي انسان همان حركت جوهري است كه همانند حركات ديگر داراى فاعل وقابلى بوده ومسافت وبدايت ونهايتى را نيز داراست ، بجز اينكه در مسافت با حركات ديگر اختلاف دارد ؛ يعنى مسافت در حركت جوهري در حقيقت ووجود عين متحرّك ودر كمال ونقصان غير از آن ميباشد ودر اين مسئله برخلاف حركت در مقولات ديگر است ؛ كه حركت در آنها با ذات متحرّك مباينت دارد ، واين معنى در نزد عقلاء وحكماء امرى مبيّن است وآيات قرآني نيز دلالت بر چنين حركتي بويژه براي انسان
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 989 | غلامحسين رضانژاد