تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 983

مساهمون:

ص٩٨٣
بيشتر نائلند . سوّم ، مستقيمان بقول وبفعل ، ولى بدون قلب ، وقونوى در خصوص ايندسته عقيدة دارد كه : « وهذا يرجى له النّفع بغيره » يعنى براي اينان بواسطهء ديگران اميد نفع يا رستگارى وجود دارد ، اعمّ از مصاحبت با أولياء يا شفاعت شافعان وغيره . چهارم ، مستقيمان بقول وبقلب ، امّا بدون فعل ؛ وپنجم مستقيمان بقول تنها وبدون قلب وفعل ، وششم مستقيمان بقلب ، ولى بدون فعل وقول ، وهفتم مستقيمان بفعل وبدون قلب وقول ، كه پنج گروه أخير الذّكر داخل در زيان‌يافتگانند ، اگرچه بعضي از آنان فوق برخى ديگر ميباشند . در اينجا مراد از استقامت در قول ، بترك گفتن غيبت ونميمه وشبيه ايندو نيست ؛ زيرا استقامت در فعل نيز آنها را فراخواهد گرفت ؛ بلكه مراد از استقامت در قول ، ارشاد ورهنمونى ديگران بصراط مستقيم است بسخنورى وكلام خود ، وامكان دارد كه گوينده خود ، عارى از مورد ارشاد باشد وما در مثالي بتوضيح موارد هفتگانهء استقامت بفعل وقلب وقول ميپردازيم ، تا حقيقت امر روشن‌تر گردد . مثال هفت قسم فوق الذّكر را ميتوان در شخصي يافت كه در امر نماز خود تفقّه كرده وبتحقّق آن در نفس خويش ميپردازد ، وسپس آنرا بديگران هم مىآموزد ؛ وآنگاه بموقع نماز بأداء آن اقدام كرده وآنچه را آموخته است در كمال حفاظت شروط ورعايت أركان صلات از حيث ظاهري بكار مىبندد ؛ پس بايد دانست كه چنين شخصي در فعل مستقيم بوده ، وسپس ميداند كه مراد حضرت حقتعالى از اين نماز ، حضور قلب مصلّى است وبا پرداختن بحضور قلب بدين مقصود هم ميرسد واين معنى همان استقامت در قلب ميباشد ، وبقيّه را نيز ميتوان با سه مورد ياد شده مقايسه كرد . امّا مراد از استقامت در لغت ، راست ايستادن وراست شدن است كه از لحاظ معنى آن در آيهء مورد تفسير ثابت بودن چيزى است به اقامهء حجّت وبرهان وادّله وآنهم بر وجهي كه جاى ترديد وشكّى براي منكران ومغرضان باقي نماند ، ولى برخى ديگر مستقيم را بروشن بودن صراط وبعضي هم بمعناى حقّ بودن آن دانند وعدّه‌اى نيز استقامت صراط را در منتهى گرديدن آن به بهشت شناخته ويكى از بهترين أوصاف صراط مزبور ، كوتاهترين بودن فاصلهء آن تا حقيقت دين اللّه بوده ، وبراي شخص داراى استقامت شش علامت ومشخّصه ذكر نموده وگفته‌اند : نخست اينكه در بندگى تقصير نورزد وديگر اينكه در مجاهدات خود كاهل نباشد وسوّم اينكه مانعى در مخالفت با