در صراطي بود كه از آن بدين اللّه تعبير ميشود ، واين صراط با وصف تحقّق دنيوي آن ، معنوي وروحاني وباطني است ونه ظاهري وجسماني ، در صورتيكه صراط اخروى يا پلى كه جميع أهل آخرت در قيامت از روى آن ميگذرند ، بقول برخى از مفسّران جسماني ميباشد ؛ ونه روحاني ؛ ومراد از جسماني بودن صراط در قيامت كبرى ؛ نه جسم دنيوي است كه مركّب از هيولى وصورت بوده وبتعبير بهتر پل مادّى وعنصرى باشد ؛ بلكه چون پل مزبور از أوصاف أجسام اخروى برخوردار ودرعينحال داراى جسميّت است ؛ پس بايد گفت : « وللجسم جسمان : جسم العنصري وجسم الصّورى أو المثالي » وصراط اخروى ، جسماني است ، امّا با حقيقت جسم اخروى ، وگرنه جسم مادّى عنصرى را شأن حضور وتقوّم اخروى نخواهد بود ، زيرا هيچگونه سنخيّتى در ميان مادّهء مركّب دنيا با صور بسيط اخروى موردنظر وتصوّر نيست وبهمين مناسبت صراط اخروى در قيامت ، اگرچه بحقيقت صراط محسوب است ؛ ليكن با التزام وشؤون ومناسبات خاصّ اخروى بوده وبا امعان نظري دقيقتر در آن بايد گفت كه صراط يوم الدّين ، عين صورت اخروى صراط دنيوي ميباشد كه از آن بدين اللّه تعبير گرديده است ؛ نهايت اينكه حقيقت دين اللّه صورت اخروى صراط در يوم القيامة بوده ؛ وجسمانيّت آن نيز بتبعيّت از حقيقت خود عين جسم صوريست كه واجد كلّيهء لوازم ومشخّصات صراط دنيوي مادّى وعنصرى ميباشد ، وبهمين دليل هركس از صراط دنيوي يا حقيقت دين اللّه ، راحت وعالمانه وبا معرفت حقيقي بگذرد ، از آن صراط اخروى هم بسيار آسان خواهد گذشت ، وأوصاف ونحوهء گذشتن وعبور هر عابر از صراط يوم الدّين كاملا منوط ومربوط بنحوهء عبور أو از صراط دنيوي يا حقيقت دين اللّه بوده ولذا چون مردمان در اين دنيا در مقام تلقّى حقيقت دين يكسان نبوده ومتفاوتند ؛ در آخرت نيز در نحوهء عبور از آن صراط هم داراى تفاوت خواهند بود ، ومقياس اين تفاوتها ، بر مبناى حسن تلقّى آنان از حقيقت دين اللّه وايمان بخدا وملائك وأنبياء ورسل ، بويژه در معرفت بديانت فخيمه وفاخرهء اسلام وشناخت معنويّت خاتم پيامبران وائمّهء أطهار - عليهم صلوات اللّه الملك الغفّار - ميباشد ؛ وتوصيف صراط عقبى نسبت بدنيا ، بدينكه « أدّق من الشّعر وأحدّ من السّيف وأحرق من النّار » بنسبت موى وشمشير وآتش دنيوي است ؛ وصراطي كه داراى چنين وصفى اخروى ميباشد ؛ بالبداهة موصوف آن نيز اخروى بوده ورهسپاران آن هم ، چنانكه در صراط مستقيم ديانت وشرايع الهى بأهم فرق داشته وبكمال ونقص وشدّت
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 980
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٩٨٠