تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 982

مساهمون:

ص٩٨٢
عين عبور از صراط آخرت وعقبى وآنهم در كمال راحت وسهولت است ؛ بويژه كه شيعهء آن سرفرازان وپاك‌سرشتان از راه شناخت ظاهر وباطن آنان ، بمعرفة اللّه نائل آمده وبژرفاى توحيد ومعاد مورد اعتقاد آن خاندان رسيده باشد ؛ وبقول بعضي از مفسّران صراط مستقيم يعنى معرفت أصول دين ، وعمل خالصانه بفروع آن‌كه عبارتست از توحيد ومعاد ونبوّت ورسالت وامامت وولايت ، كه در عين اجمال واختصار ؛ جميع حقايق هستى از آدم تا خاتم واز خاتم تا روز قيامت را دربر ميگيرد ؛ با توجّه بدين نكته كه همهء آنها بدون تشيّع از أهل بيت رسالت وعلى وأولاد أو - عليهم السّلام - ناتمام وابتر بوده وفاقد كارآيى نهايى وغايى خواهند بود ؛ ولذا در خبر آمده است : « مع حبّ علىّ لا يضرّ السّيئات » وبالمآل عمل بجميع مصالح واحكام الهى وعدم غفلت ، حتّى در يك نافلهء مستحبّه ومندوبه ؛ بدون حبّ علىّ ونسل پاك أو تا حضرت مهدى موعود - عجلّ اللّه تعالى فرجه الشّريف - فاقد اعتبار أصيل بوده واز درجهء قرب وقبول الهى محبوط وساقط است . نكتهء بسيار با اهميّت در صراط مستقيم اينستكه هيچ صراطي چه در دنيا وچه در عقبى محقّق وموجود نيست ، بجز اينكه حضرت حقتعالى غايت ونهايت آنست ، وچون غايات ونهايات بدو منجر ومنتهى گردند ؛ البتّه آشكار است كه آغاز آن صراط نيز حضرت حقتعالى بوده وتمام كلام در اين كريمه است كه فرمايد :
« هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْباطِنُ »
وبقول حافظ در غزلي لطيف ودل‌انگيز :
در صومعهء زاهد و ، در خلوت صوفي * جز گوشهء ابروى تو ، محراب دعا نيست
گر پير مغان ، مرشد من شد ، چه تفاوت * در هيچ سرى نيست ، كه سرّى ز خدا نيست
بارى ، چون سخن از هدايت وصراط بنحو ايجاز گفته آمد وتفصيل آنها مقامي ديگر از بلاغت را ميطلبد ؛ اكنون بدنبالهء اين گفتار ببحث وتحقيق در استقامت پرداخته ودر اقسام راست‌روان در صراط يا دين اللّه سخن خواهيم گفت : صدر الدّين قونوى در « اعجاز البيان » گويد مردمان در اهتداء بدين اللّه ونحوهء استقامت در صراط بر هفت قسمند : نخست ، مستقيمان بقول وفعل وقلب ؛ دوّم ، راست‌گرايان بقلب وفعل بدون قول ، وايندو در كمال رستگارى ميباشند ؛ ليكن در مقام قياس ، گروه نخست بفوزى
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 982 | غلامحسين رضانژاد