حاكى از تشبيه ميباشد ؛ وبقول صدر الدّين قونوى ، تنزيه از شؤون اسم باطن است وتشبيه از شؤون اسم ظاهر ، وبتعبير ديگر مرتبهء هويّت حقّهء الهى كه عين جمع الجمعي ميباشد ؛ يعنى نه تنزيه كامل ونه تشبيه مطلق ، بلكه چيزى بين ايندو بوده و
« هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْباطِنُ »
جمع بين تنزيه است وتشبيه ؛ چنانكه قبلهء أهل اسلام ودين اللّه نه مشرق است ونه مغرب ، بلكه در بين ايندو واقع بوده ، وبدين ملاحظه از مشرق بظهور واز مغرب ببطون تعبير گرديده ووسط ايندو اختصاص بهويّت حق دارد كه مقام جمع الجمعي است ؛ وصاحب وسط واعتدال در صراط مستقيم بوده وداراى استقامتى محقّق ميباشد ، وامّا كريمهء :
« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »
دلالت بر معيّت ذاتي وحضور اطلاقى وحيطهء كلّى حضرت حقتعالى داشته واز حيث اقامهء نماز شامل حال كسى است كه در جنب كعبه نماز بگذارد ، ولذا بهر طرف رو كند همانسوى قبلهء أو بوده وحكم كسى كه بر مركب تندروى سوار وباقامهء نماز پرداخته ، از همين قبيل است ؛ مانند مسافران هواپيما وخودروهاى عمومى ، چنانكه از نبىّ أكرم منقول است كه در حين سوار بودن بر أسب ودر راحله بنماز ميپرداخت ؛ وبالأخره امّت وسط ومعتدل بودن بالصّراحه در كريمهء قرآني موردنظر بوده وفرمايد :
« كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً »
ودر كشف حقائق الهى ، طريقهء معتدل بين وحدت وكثرت ؛ بنحويكه در عين كثرت ، ناظر بوحدت باشد ودر عين وحدت ، كثرت را مورد غفلت قرار نداده وبا زبان شعر ، بقول شيخ عطّار نيشابورى :
نه در مسجد دهندم ره ، كه مستى * نه در ميخانه ، كاين خمّار ، خام است
ميان مسجد وميخانه ، راهى است * غريبم ، عاشقم ، آن ره ، كدام است ؟
اين اعتدال ووسط بودن كه حتّى در معارف توحيدي ، رعايت آن براي نيل بحضرت حقتعالى ، در ادراك احكام ومسائل وأصول وفروع دين اللّه لازم وواجب مىنمايد ، آنچنان مورد تأكيد ائمّهء معصومين ورسول أكرم ( ص ) ميباشد كه در هيچ موردى در غفلت نمانده وخدا امّت اسلامى وشريعت الهى خود را بديانت معتدل ووسط معرّفى كرده است ؛ چنانكه در فصل نهم نيز به بيان مباحثى از اين بخش پرداخته آمد .
أهل معرفت ، در معنى إهدنا گفتهاند : خداوندا اسرار مخصوص ما را در شهود اغيار مگذار ، وقلوب ما را از أنوار طالعه لايح گردان وما را از منازل طلب باستدلال در