هواهاى نفساني در راه خود ايجاد نكرده وهر مانعى را نيز برطرف كند وچهارم اينكه براي هيچيك از طاعات خود قدر وأرجى قائل نگردد وپنجم هرچه خدا بدو دهد ، اگرچه اندك باشد ، بزرگ وبا اهميّت شمارد ، وششم اينكه بفرياد دادخواهان رسيده واز هيچ كمكى بمظلومان دريغ نورزد .
جامى در نفحات الانس خود از محمّد بن فضل « 1 » نقل ميكند كه : « الكرامة تنال بالإستقامة » ودر حقايق التّأويل آمده است كه استقامت ، ارتقاء از توحيد افعالى بصفاتى واز صفاتى بذات است ودر ذات نيز تمكين وخلاصي از تلوين در مراتب توحيد ميباشد . ولذا آنچنانكه خداوند به پيامبر خود فرمان داد
« فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ »
هر پيروى نيز كه داعيهء دين اللّه را در دماغ خود پرورد ، بايد خود را مشمول خطاب الهى مزبور دانسته ودر صراط حقّ استقامت ورزد ، والبتّه در مقام استقامت نيز بايد هم بصورت وهم بمعنى آن توجّه كرده واز حيث صورت ، بظاهر شرع عمل كند وبلحاظ معنى ؛ باطن آنرا درنظر آورد كه عين نفى ما سوى اللّه ميباشد .
قشيرى در تفسير صوفي موسوم به « لطائف الإشارات » « 2 » گويد : صراط مستقيم عبارت از طريق حقّى است كه أهل توحيد بر آن راه رفتهاند ، وزبانحال آنان اينستكه : خداوندا تاريكى أحوال ما را به أنوار قدس خود نوراني كن وسايهء طلب ما را فروغ وروشنى بخش ، وظلّ جهد ما را به أنوار ستارگان جود خود از ميان بردار تا ترا بتو دريابيم ؛ ونيز وساوس شيطانى منازع ما نگردد وخطرهاى نفساني رفيق راه ومانع ما نشود وعارف مزبور در ادامهء همين مبحث گويد : صراط مستقيم چيزى است كه از كتاب وسنّت نبوي بر اثبات آن دليل بوده وبدعت را در آن سلطهاى نيست ؛ وشواهد تحقيق ما را بدان آگاه كرده ودلائل عبرت بصواب آن ناطق است ؛ وملّا عبد الرزّاق كاشاني - أبو الغنائم - در تفسير عرفانى خود بر سوره وآيهء مزبور گويد :
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
يعنى ما را بر هدايت بسوى خود ثابت وپايدار كرده ودر طريق وحدت بتمكين در استقامت برسان ومراد از طريق وحدت از نظر اين عارف ؛ راهى است كه خداوند برحمت ونعمت خاصّ رحيمى خود ، نعمت خواره را بمعرفت ومحبّت خود رهنمونى كرده وهدايت
هامش
( 1 ) - جواهر التّفسير تأليف ملّا حسين كاشفي سبزوارى ، تصحيح دكتر جواد عبّاسى ، نشر ميراث مكتوب سال 1379 .
( 2 ) - جلد اوّل تصحيح دكتر إبراهيم بسيوني ، طبع دار الكاتب العربي قاهره .