وعرب ، هرچه بر دلالت وارشاد ودعوت تثبيت وبيان وزيادت ، افادهء معنى كند ، عين هدايت دانند .
يكى از أهل تحقيق گفته است كه سين سراط بلحاظ رخاوت وتسفّل وضعف ذاتي ؛ چون با طاء سراط مقابل افتاد ؛ بسبب استعلاء وشدّت وقوّت طاء ، بحكم تأثير عنايت قوى بر ضعيف ، تبديل بصاد گرديد وضعف ذاتي أو مبدّل بقوّت شده وبين مبدّل ومبدّلمنه گونهاى از همجنسى بوجود آمد ، وحتّى در تلفّظ نيز از نحوهء تلفّظ صاد برخوردار گرديد وبالأخره در صحبت نيكان از نيكان شد .
نكتهء مهم اينستكه انسان خود هدايت براه مستقيم را بدون طلب هدايت از خداى خود نميداند وبهر طريق رهسپار گردد ، آن راه موردنظر شارع نيست ، مگر در مقام اهتداء از حضرت رسول أكرم ( ص ) ولذا در آيهء مباركه
« اهْدِنَا »
با فعل امر بمعنى دعا وسوآل آمده است ؛ وبهمين دليل مؤمنان راه راست واستقامت در آن را بگفتار وكردار ونيّت خالص وقلب وباطن ، از خدا خواهند ، وتثبيت وزيادت در ايمان را نيز با استعانت از أو طلبند ، وچون إهدنا را سه أصل نمايش وروش وكشش ميباشد ، رسول خدا در نمايش خواست : « اللّهمّ أرنا الأشياء كما هي » ودر روش گفت : « سيروا سبق المفردون » ودر كشش اعلام داشت كه : « جذبة من جذبات الحقّ توازى عمل الثّقلين » ولى مؤمنان حقيقي اين هرسه را در يك لفظ « إهدنا » بدعا از خداوند تعالى مسئلت دارند ؛ زيرا نه هركه راهى را ديد در آن رهسپار شد ونه با رهسپار شدن بمقصد رسيد وبسا كسا كه شنيد ونديد ، وبسا كه ديد ونشناخت ، وبسا كه شناخت ونيافت وبسا كه يافت وحقّ نبود ؛ پس كلمهء « إهدنا » واگذار كردن ديد وشناخت ويافت حقيقت بحضرت حقتعالى است كه أو بندهء خويش را در هدايت بكمال رساند ودر كمال بحقّ نگرد ودر اين نگرش استوار وثابت ماند ، واز هدايت برؤيت حضرت حقّ وأسماء وصفات أو نائل آيد .
امّا صراط حقيقي در عالم همان دين اللّه است كه پيامبر أكرم ( ص ) نيز در آن رهسپار بود وبسبب درهم نورديدن آن ، بكمال ديانت متحقّق گرديد ، وبا اينكه امّت وعترت خود را بدين اللّه فراخواند ؛ ليكن در ميان جميع گرويدگان ، هيچكس برتر از أو قدم ننهاد وبمسند دنى فتدلّى فكان قاب قوسين أو أدنى جلوس نكرد ، تا اين مرتبهء خاصّ از آن رسول والأقدر باشد وبحبيب الهى موسوم گردد ، ولذا حضرت نبىّ أكرم نخستين راهى