حضرت امام همام ، موسى بن جعفر - ع - منقول است كه در معنى
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
فرمود : أرشدنا للزوم الطريق المؤدى إلى محبتك والمبلغ دينك والمانع من أن نتبع أهوا انا فنعطب أونأخذ بآرا انا ونهلك ولذا صراط مستقيم را بدين واضح تعريف كردهاند ، ومراد از آيهء :
« لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ »
يعنى إبليس بخدا گفت :
حال كه مرا نوميد كردى ، منهم بندگان ترا از راه راست منحرف ميكنم واز دين واضح تو برميگردانم .
بارى ، چون سين در كلمهء سراط از حيث عدم تناسب با طاء مؤلّفه سازش نداشت ، بلغاء وفصحاء آنرا بصاد تبديل كردند وواژهء سراط مبدّل بصراط گرديد ، زيرا سين در سراط بدليل پنج صفت با طاء مخالفت داشت كه عبارتند از : تسفّل ورخوت وافتتاح وهمس وسكون ؛ ولذا طاء ، بضدّ اين پنج صفت سين موصوف است كه عبارتند از :
استعلاء وقلقله وشدّت وجهر واطباق ، وبالأخره سين را كه حرفى ضعيف است تبديل بصاد نمودند كه از حيث تلفّظ وصفير وروانى بأهم نزديك بوده وبا حرف طاء نيز مناسبت دارد ، ودر بعضي از كلمات ديگر مانند مسيطر هم اين روش را سرايت دادهاند وصاحب كشّاف ، قريش را أفصح عرب شناخته است وآنان سراط را با صاد خواندهاند ؛ وبقول ملّا حسين كاشفي در لغت عرب ، كلمات : سرب ومشعب وطريق وسبيل وصراط را براي مطلق راه بكار برده ؛ وكلمههاى : منهاج ونهج ومرصد ومرصاد وشارع وجادّه ولقم ومحجّه را براي راه آشكارا وپيدا وروشن استعمال نمودهاند ؛ وامّا صراط با اضافهء به مستقيم ، بدين اللّه وهدايت الهى اختصاص يافته است .
سراط بمعنى گذر كردن بوده واستراط ومسترط رهگذر وگذرندهء از راه است ومستقيم نيز روندهء راه باستقامت در فعل ونيّت وگفتار ، و « هو الصّواب من كلّ قول وفعل والطّريق المستقيم هو القائم الّذى لا عوج فيه ولا يعوّج بصاحبه يهجم به على اللّه فيدخله جنّته » وعلى أمير المؤمنين از محمّد مصطفى - عليهما السّلام - از صراط مستقيم پرسيد ، آنحضرت فرمود : صراط مورد سوآل كتاب اللّه است ، وبرخى آنرا سنّت رسول خدا دانند وحسن بصرى آنرا طريق حجّ معرفى كرد ، والبتّه هدايت بدين طريق ، نوعي از صراط بوده وحقيقت صراط مستقيم ديانت حقّهء اسلام وفرائض واحكام وسنن قطعيّهء نبىّ أكرم است وبعضي هم آنرا طريق بهشت دانسته وگويند : « يستقيم بأهله إلى الجنّة » وبهروجه ، إهدنا رهنمونى خداوند بر بندگان خود ميباشد كه با استعانت از أو ببهشت روند