ديگران از باب تقليد وخوشآمد از آن پيروى كرده باشند .
5 - بعضي هم با اختلاف در صور اذن ، به اجازه حضرت حقّ اهتداء يافتهاند ، چنانكه كريمهء قرآني ناظر بدان بوده وفرمايد :
فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
يعنى : پس خدا آنانى را كه ايمان آوردند ، بارادهء خود در آن حقيقتي كه مورد اختلاف آنها بود راه نمود ، وخدا هركه را بخواهد براه راست هدايت ميكند .
6 - گروهى را خداوند از حيث ايمان وعمل صالح بهدايت رساند ، چنانكه در آيهء قرآن فرمايد :
« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ » .
7 - خداوند تعالى عدّهاى را نيز به آمرى فرآهم آمده از مجموع يا بعضي از موارد مذكور هدايت كرد ، چنانكه در كريمهء قرآني نازل است :
« وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى »
يعنى : هركس كه توبه نموده وبايمان گرود وكار شايسته انجام دهد ، ودر راه هدايت گام بردارد ، هرآينه أو را مىآمرزم ومورد مغفرت خود قرار ميدهم .
8 - برخى نيز از حيث بعضي از أسماء خداوند بهدايت ميرسند ؛ يعنى مظهر اسمى از أسماء اللّه شده وبهمين دليل بصراط مستقيم رهنمونى ميشوند .
9 - گروهى نيز مظهر جملهء أسماء اللّه بوده واز حيث ظهور حقيقت أسماء در آنان بهدايت واصل ميگردند . 10 - بعضي هم از حيث خصوصيّت مرتبهء جامعه بين ساير أسماء وصفات خداوندى باهتداء ميرسند . 11 - جمعى از مهتديان هم نه از حيث قيد خاصّ ونسبتي معيّن از صفت وشأن وتجلّى در مظهر ، يا خطابي منضبط بحرف وصوت ؛ يا عمل به امر قانوني ، يا علم موهوب از خدا يا مكتسب ويا بسببها وواسطههاى تحصيل شده ، بهدايت رسيدهاند ؛ بلكه مقتضاى حقيقت علم حقّ ، تكيّف بصورت هرچيز وتلبّس بهرحال ومنصبغ گرديدن بحكم هر مرتبه وهر حاكمى در جميع أوقات وأزمنة ميباشد ؛ ولذا همينكه مهتدى شبيه صورتي از مجالي ذات مطلقهء حقّ باشد كه الوهيّت جامعهء أسماء وصفات مستند بدان است ، مورد اهتداء قرار گرفته وخداوند تعالى هرچيزى را موجب ره يافتن وهدايت بچيز ديگر قرار داده وجميع اين صور در آينهء نفس موجد آنها مرتسم است واگر اين مجالي نبود ، صور أشياء بتجلّى حقّ در آنها ظاهر نميگرديد ؛ وبقول ملّا عبد الرّحمن جامى عليه الرّحمة وحشره اللّه تعالى مع