ميباشد كه براي شريك ملك مشاعى نسبت بغير وتقدّم أو در خريد ملك مزبور وجود دارد ، وبهمانگونه كه مالك وهمسايهء ملك مشاعى داراى حقّ تقدّم در خريد نسبت بغير است ؛ در شفاعت نيز هركسى از أهل كبائر موردنظر شفيع واقع نخواهد گرديد ، وبتعبير ديگر نسبة مائي بايد در ميان شفيع ومشفوع عنه ، چه بلحاظ محبّت وچه سنخيّت موجود باشد ، وگرنه تحقّق بدون ربط ونسبت آن ممكن نيست ؛ وبهمين دليل در فقه هم هر خريدارى از حقّ شفعه بهرهمند نميباشد .
در آخرين نكتهء اين فصل بايد متوجّه بود كه هيچ امر ومطلب وخواستهاى نيست كه بنحوى از انحاء متعلّق هدايت قرار نگيرد ومسائل دين ودنيا ، وجسم وروح وظاهر وباطن وأصل وفرع آدمي منوط ووابستهء بدان نباشد ؛ وبهمين دليل است كه در سورهء مباركهء حمد ؛ پس از بسملة وحمدله وذكر مالك بودن خداوند در يوم الدّين وطلب توفيق عبادت باستعانت از حقّ ؛ آيهء
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
واقع است ، تا اهميّت هدايت وأنواع معاني وموارد كاربرد ومستحقّان آنرا شناخته وهميشه مفهوم ظاهري وحقيقت باطني آنرا در مدّنظر داشته باشيم .