براهى هدايت كند ، كه روشنتر وكوتاهتر وبىخطرتر از راههاى ناشناخته ونامعيّن ديگر باشد ؛ وقولي ديگر در معنى « إهدنا » وجود دارد كه به علّمنا تفسير شده ، يعنى خداوندا ما را براه راست خود كه كوتاهترين طريق بسوى تست رهنمايى كن والبتّه مراد راهى است كه بهيچ معلّمى جز حضرت حقّ حاجت نيفتد ، وبرخى از عرفاء مانند أبو القاسم قشيرى صاحب تفسر عرفانى « لطائف الإشارات » معروف بتفسير صوفي ، هدايت حقّ را در برداشتن حجاب ورفع ظلمات وشهود به أنوار قدس الهى ميداند ؛ بدين تعبير كه رهنمونى خداوندى سبب شود تا آدمي خدا را بخدا دريافته ووجود أسباب از ميانه برداشته گردد وطريق حقّ را بتوان با جذبهء لطف وجاذبهء عشق أو طىّ كرد ونه برسوم علمي وپندار شخصي وطلب عامّى ؛ وقول ديگرى اينستكه هدايت بمعناى ميل است ودر اينصورت تفسير « إهدنا » طلب ميل از خداست ، براي لقاء أو ، وبرخى وصول بدوست را بدو قدم دانسته وگفتهاند : « خطوتين وقد وصلت » يعنى بعد انسان از خداوند متعال دو گام بيش نيست ؛ اگر گام نخست را بر تعلّقات هستى نهد ، گام دوّم را بر آستانهء معشوق أزل وأبد خواهد نهاد ؛ وامام العلماء والحكماء ، صادق آل عبا ( ع ) فرمايد :
« إهدنا » يعنى « أرنا » زيرا هر موجودى فراخور أحوال وشأن ومرتبت خود بديدار خداوند تعالى وأسماء وصفات أو مايل است ، وبتناسب وجود وكمالات آن بنحوهاى از لقاء اللّه تمايل دارد ، ولذا گنهكار بتوبه ميل دارد وتائب به نشكستن توبه وعامّى بتوحيد عوام وعارف بمعرفة اللّه ومخلص بدقايق اخلاص ومحبّ بنغمههاى محبّت وعاشق بديدار جمال وبالأخره هركسى را به نسبت درجه ومرتبه ومقام ، سودائى در سر وشورى در دل است ؛ وبقول عارف وارف خواجة عبد اللّه انصارى :
يا ربّ ، ز تو آن ، من گدا ميخواهم * كافزون ، ز هزار پادشا ميخواهم
هركس ، ز در تو ، حاجتي ميطلبد * من آمدهام ، از تو ، ترا ميخواهم
بعضي از أهل تحقيق ، يكى از معاني « إهدنا » را شفاعت مقرّبان درگاه حقّ از گناهكارانى ميدانند كه اميد از همهچيز وهمهجا بريده ومورد التماسى جز خدا وشفاعت نزديكان بخدا را ندارند ، وبا اينهمه ببشارت پيامبر أكرم ( ص ) دل بستهاند كه فرمود : « شفاعتي لأهل الكبائر » ومراد از شفاعت ، تعلّق خاطر شفيع بگناهكار است ، بنحوى كه گونهاى از سنخيّت در شفيع ومشفوع عنه موجود باشد ، وگرنه تحقّق شفاعت ممكن نيست ؛ زيرا شفاعت بمعنى جفت بودن است ودر فقه نيز حقّى موسوم بشفعه