تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 966

مساهمون:

ص٩٦٦

فصل هشتم اقسام هدايت براي أنواع طالبان

برخى از علماء بر مبناى كريمهء قرآني :
« فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ ، وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ »
هدايت را طبق اين تقسيم كلّى وفراگير ، بسه قسمت تقسيم كرده‌اند ؛ در مورد بندگانى كه بنفس خود ستم كردند ، زبان هدايت آنها يعنى ما را براه راست وصراط مستقيم راهنمايى فرماى واز تيه ضلالت ووادى گمرهى نجات‌بخش ؛ ودر خصوص مقتصدان يا آنانكه راهى ميانه را انتخاب كردند ؛ هدايت يعنى ، طلب ازدياد آن از آنچه دارند ؛ ودر مورد كسانيكه در راه حقّ از ديگران سبقت گرفته وپيشتاز شده‌اند ، چون هم داراى هدايتند وهم زائد آنرا دارند ، از حضرت حقتعالى ثبات خود را در مورد گزينش ودارائى خود ميطلبند ؛ واين سه قسم از هدايت در پيرامون استحقاق سه جماعت از امّت محمّدى موافقت دارد ؛ ولذا با قسم نخست يا ظالم بنفس خويش ، طلب ارشاد ورهنمونى سازگار است وبا قسم ديگر كه ميانه‌روان در بين خير وشرّ ونيك وبدند ، مفهوم كريمهء :
« وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً »
مناسب است ، تا نسبت بدان هدايتي كه دارند ؛ زائد وبيشترى را طالب باشند ؛ وميتوان گفت كه ازدياد هدايت در اين مورد ميتواند بمعناى ارتقاء كمال طالب براي هدايت بيشتر باشد وامّا نسبت بطبقهء سوّم كه أرباب نهايت هستند ؛ معنى هدايت چيزى جز ثبات ورسوخ در آن نيست ، تا هدايت ملكه وصفت راسخهء آنان گردد ؛ وبهمين دليل عاميان در طلب هدايت ، بلفظ « إهدنا » نجات از ضلالت وتحقّق نفس آنان برهنمونى بسوى خداست ؛ در صورتيكه مراد عالم از هدايت ولفظ مزبور ، زيادت آنست ونه أصل هدايت ، واگر