ميرسد .
وجه دوّم ، هدايتي كه خداوند بزبان أنبياء ونازل كردن قرآن ودعاء ؛ بوسيلة مردم معيّن نموده وكريمهء :
وَجَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا
دليل بر آنست ؛ يعنى : لوط وإسحاق ويعقوب وديگران از أنبياء بني إسرائيل را از پيشوايانى قرار داديم كه به امر ما مردم را دعوت بخداپرستى كنند .
وجه سوّم ، توفيقي است مختصّ بكسيكه اهتداء يافته وزيادت آنرا از خدا ميطلبد وحضرت حقّ به ازدياد آن براي عابد داعى ميپردازد وكرائمى در قرآن ناظر وشاهد بر اين معنى است ، از قبيل كريمهء :
« وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً »
و
« مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ »
و
« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ »
و
« الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا »
و
يَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدىً
وجه چهارم ؛ هدايتي كه در آخرت بسوى جنّت باشد وكريمهء :
« سَيَهْدِيهِمْ وَيُصْلِحُ بالَهُمْ وَيُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ »
يعنى زودا كه آنانرا هدايت كرده وكار آنها را بصلاح درآورد ، وبه بهشتى كه برايشان شناسانده است داخل كند . البتّه اين هدايتها مترتّب بر يكديگرند ؛ يعنى هدايت دوّم بر اوّل مترتّب است وسوّم بر دوّم وچهارم بر سوّم ، وتا وجه اوّل آن تحقّق نيابد دوّم موجود نگردد وتا دوّم پديدار نشود ، سوّمين آن بحقيقت نگرايد وتا سوّم آن محقّق نگردد ، چهارمين آن نيز بتحقّق نرسد .
محمّد بن حمزه ، مشهور به ابن الفناري ، مؤلّف « مصباح الأنس بين المعقول والمشهود » در شرح كتاب « مفتاح غيب الجمع والوجود » تأليف صدر الدّين محمّد بن إسحاق قونوى ، ربيب شيخ أكبر محيى المعرفة والدّين ، ابن عربى طائى آندلسى ؛ عقيدة دارد كه هدايت داراى سه مرتبهء : اسلام وايمان واحسان بوده وهريكرا ظاهر وباطني است : امّا مرتبهء اسلام از حيث ظاهر انقياد جوارح وأعضاء بدن در اجراء احكام شرعي ، نظير گزاردن نماز وگرفتن روزه وعمل بجهاد وامر بمعروف ونهى از منكر است ؛ وباطن آن عبارت از قبول قلب وباطن ونفس آدمي همان احكام راست ، بطوريكه هرگز در پذيرفتن باطني آن دچار دغدغهء خاطر وپريشانى فكرى نشده وتزلزل اعتقادي در وجودش پديدار نشود . امّا مرتبهء ايمان از لحاظ ظاهري ، گرويدن بدين اللّه وبحقيقت اسلام است بر وجهي كه در كريمهء قرآني نازل است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ، آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ
كه مراد از آمنوا در اوّل ، اسلام واز دوّم ايمان ظاهري است كه گرويدن صحيح