تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 953

مساهمون:

ص٩٥٣
يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ، فَاهْدُوهُمْ إِلى صِراطِ الْجَحِيمِ
و
يَهْدِيهِ إِلى عَذابِ السَّعِيرِ
يعنى : آنچه را بجاى خداوند يكتا پرستش ميكنيد ، گردهم آورده وراه جهنّم را بدانها پيشنهاد وتقديم داريد . در اين كريمه ، فعل
« فَاهْدُوهُمْ »
و
« يَهْدِيهِ »
بمعناى فقدّموهم استعمال شده است .

[ 9 - هدايت بمعناى غلبهء حجّت ]

9 - هدايت بمعناى غلبهء حجّت بكار رفته ودر آيهء 258 از سورهء بقره فرمايد :
فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
يعنى : چون نمرود - پادشاه وقت - با إبراهيم به محاجّه پرداخت وگفت من نيز مانند خداى تو زنده ميكنم وميميرانم ، إبراهيم بدو گفت : خداى من خورشيد را از مشرق مىتاباند ، تو از مغرب بتابان ، آن كسيكه بكفر گراييده بود - يعنى نمرود - مبهوت ومتحيّر ماند ، زيرا خداوند ستمگران را در حجّت غلبه نميدهد وكلمهء
« لا يَهْدِي »
در كريمهء مباركه ، بمعناى حجّت ندادن بكافر است در مقام احتجاج با مؤمن ؛ چنانكه نمرود در آوردن حجّت مغلوب گرديد .

[ 10 - هدايت در معنى اثبات ونگه داشتن بر حالت اهتداء ]

10 - هدايت در معنى اثبات ونگه داشتن بر حالت اهتداء وطلب هدايت بكار رفته است ؛ چنانكه در سورهء حمد آمده :
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
يعنى بار پروردگارا ، مرا در اهتداء بصراط مستقيم خود ، ثابت وپاى برجا وغير متحيّر نگهدار ، تا هميشه در اين صراط گام نهاده وبر طريق وسبيل تو استقامت ورزم ؛ و
« اهْدِنَا »
اگرچه از فعل هدايت براه راست ميباشد ، ليكن در اين آية بمعناى ثبات در صراط مستقيم وعدم انحراف در اين طريقه بكار رفته است .

11 - هدايت بمعناى روش وسنّت

، مانند :
أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ
كه هداهم عبارت از سنّت است ، وسنّت هم بمعنى راه وروش عملي . راغب أصفهاني در مفردات ألفاظ القرآن ، هدايت خداوند تعالى را نسبت به انسان بر چهار وجه آورده است وگويد اين وجوه عبارتند از هدايتي كه از نظر جنس اعمّ واخصّ بوده ومترتّب بر يكديگرند ؛ يعنى هر چهار وجه مترتّب برهمند ؛ امّا وجه اوّل اعمّ از وجوه ديگر بوده وعبارت است از عقل وزيركى ومعارف ضروري بطور كلّى كه بقدر لزوم وبرحسب احتمال بر جميع انسانها افاضه گرديده است ، وكريمهء قرآني :
« رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى »
مراد از اين كريمه اعطاء وافاضهء قوّتهايى است كه خدا بر بنده خود داده وبدينوسيله أو را در اهتداء بر مصالح خود تقويت ميكند واين قوى عبارتند از مشاعر وحواسّ ظاهري وباطني وهرچه در تكميل وجود أو لازم بنظر