تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 946

مساهمون:

ص٩٤٦
برخى را گمراه ومضلّ وبعض ديگر را هادي ومورد اهتدى ورهنمونى ، خلق ميكند كه ديگر پس از خلق ، راهى بهدايت مضلّ وغوايت مهتدى وجود نداشته ومسير هيچيك عوض نميشود ، وچون اين مبحث عميق ، قابل تحقيق در عنواني جداگانه ميباشد ، ولذا به بررسى وغور در آن ، در تبصره‌اى تكميلى ميپردازيم .

تبصره‌اى تكميلى در حقيقت أعيان ثابته :

بقول أبو الغنائم كاشاني - ملّا عبد الرّزاق - در رسالهء « اصطلاحات الصّوفيه » حقيقت ممكنات داراى عيني ثابت در علم حضرت حقّند ؛ كه بأعيان ثابته مصطلح گرديده ولذا در خارج از علم حقّ موجود نميباشند ؛ بلكه در عين ثابت بودن در علم الهى ، معدوم خارجي بوده وعلم حقّ را بدين اعتبار بحضرت علميّه موسوم كرده‌اند ؛ واگرچه در علم حكمت ، اعيانرا موجودات خارجي دانند كه بجواهر وأعيان واقسام ديگر تقسيم شده‌اند ؛ ليكن مراد از اين أعيان خارجي ، صور موجود در علم خداوند تعالى ميباشند ؛ ونخستين كسيكه بوجود علمي آنها اعتراف وتحقيق كرده است ، أفلاطون الهى بوده واين فيلسوف رواقى ودر حقيقت عارف باللّه ، صور علمي موجودات خارجي در علم حقّ را به أعيان ثابتهء معدوم در خارج دانست كه تا قبل از اقتضاء واستعداد واستدعاء ظهور در خارج وتحقّق به عيني بودن ، معدومند وچون علم وارادهء حضرت حقتعالى بظهور ووجود آنها در عالم خارج تعلّق گرفت ، در عين داشتن وجود علمي ، بصورت أعيان خارجي نيز ظاهر آمده وبوجودات عيني خارجي پديدار مىآيند ؛ والبتّه اين اصطلاح غير از أعيان يا موجوداتى است كه قائم بنفس خود بوده ودر رديف ذوات درشمارند ، وبر جواهر شمول داشته ودر اصطلاح فلاسفه وحكماء ذوات موجوداتند . شرف الدّين داوود قيصرى گويد : أسماء الهى داراى صورتهايى معقول در ذات حقتعالى ميباشند كه عين ذات ومتجلّى بتعيّن وظهورات خاصّه‌اند ونسبت هريك بديگرى معيّن بوده وبه أعيان ثابته موسومند . البتّه مراد قيصرى از أسماء وصفات خداوندى كه در ذات حقّ معقولند ؛ عين ذات الهى بوده وجز با نسبت واضافهء مفهومي از ذات حقّ ممتاز نميباشند ، يعنى جميع صفات وأسماء اللّه عين حقيقت ذات حقّند ، واز ذات خداوندى امتيازى جز از نظر مفهوم ندارند ؛ در حاليكه مراد از أعيان ثابته‌اى كه داراى وجود خارج در عالم عين ميباشند ، آن اعيانى است كه بالذّات ممتاز از حقّ بوده وصورت زبرين موجودات ممكنهء زيرين محسوبند وبقول ميرفندرسكى : « صورتي در زير