تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 949

مساهمون:

ص٩٤٩
من الضّالّين المضلّين ؛ بحرمة من هديته بك إليك ، يا ذا القوّة المتين » . امّا معتزله بدين حقيقت علمي راه نيافته وگويند وصول بقرب الهى وهدايت ؛ پس از ارسال رسل وانزال كتب ، از آدمي بوده ونه از حضرت حقتعالى ، وگرنه فرستادن رسولان وكتب الهى براي رهنمونى انسان بدون فايده ونتيجة ميماند واين معنى بهيچ‌وجه صحيح نبوده ، ولذا ايشان
« اهْدِنَا »
را مطلق ارشاد وهدايت دانند ومراد از آن طلب ثبات بر آنست ، ويا زياد گرديدن وتوفيق عمل بدان ، ونه طلب رسيدن بمقصد ومقصود كه خاصّ عبد است ونه معبود . حقّ تحقيق اينستكه معتزله به بسيارى از معارف حقّه اسلامى ومعالم الهى دست نيافته وبرعكس اشاعره براه تفريط رفته‌اند ؛ زيرا انسانرا در افعال خود فعّال ما يشاء دانسته وباختيار كامل در صدور وانجام افعال متّصف داشته‌اند ؛ در صورتيكه اشاعره بطريقهء جبر مطلق رفته وانسانرا در اعمال خود مجبور پنداشته‌اند ؛ ولى اسلام حقيقي كه از مجراى خاندان رسالت وائمّهء طاهرين اعلام وتبليغ گرديده ، قائل به امر بين الأمرين بوده واين امر بقول حضرت رضا عليه السّلام : « أوسع ممّا بين السّماوات والأرض » تعريف گرديده وبحث هدايت وضلالت ذاتي أزلي وحقيقت داشتن ايندو در علم حقّ ، ربطى بجبر واختيار عبد نداشته وهرگز با جبر واختيار مقايسه نخواهد شد ؛ زيرا اين معيار براي سنجيدن هدايت وضلالت ذاتي سست وبدون اعتبار ميباشد ؛ ونامناسب نيست كه عين عبارت ملّا حسين كاشفي سبزوارى را در معنى مورد بحث از كتاب « جواهر التّفسير » نقل كنم : « اى عزيز ، در هر حذفى واضمارى كه در قرآن است ؛ صد هزاران هزار معنى وحقيقت نهان است . غايتش آنكه : مخلوق را در كنه سخن خالق راه نيست ؛ وآلودهء شوائب حدوث از اسرار كلام قديم پاك ، آگاه نى » . پس هدايت حقّ عين حقيقت نوريّه‌ايست كه حضرت حقّ دل وباطن هركس را كه خود خواهد ، بدان روشن وتابناك كند وبهمين دليل فرمايد :
جَعَلْناهُ نُوراً ، نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ
وباز همين هدايت را بدرجات عالي رسانده ودر كريمهء قرآني گويد :
« وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا ، زادَهُمْ هُدىً »
ولذا هركس بزبان عبادت
« اهْدِنَا »
گويد ، برحسب كمال ونقص خود بمعنايى از آن توجّه داشته ومرتبه‌اى از هدايت را از خدا ميطلبد ؛ وفىالمثل بدهكار ، از خدا ميخواهد كه وسيلهء پرداخت دين ومبلغ بدهى خود را بپردازد ، وجاهلي كه در اكتساب علم ميكوشد ، از إهدنا بكسب علم نظر داشته وعالم ، به اسرار علوم حقّه ومعارف الهى ،