بصفات حقيقي أو نميشناخت ؛ وهمچنين تا قبل از اكمال واتمام عقل ونصب ادّله والطاف الهى ، بنعمتهاى خدايى آگاه نبود ، وحضرت حقتعالى ويرا با نبوّت ورسالت بشناخت خود وأسماء وصفاتش شناسا نموده وبنعمتهاى خود واقف كرد .
البتّه اين قول بسيار سخيف وجاهلانه بوده وقائلان اين گفتار ، بحقيقت معنى نبوّت وولايت ورسالت وتشخّص وعظمت وجلالت قدر ومقام وشؤون رسول خاتم وعقل اوّل وروح أعظم ( ص ) الهى ومظهريّت آن نبىّ ورسول بزرگوار در تحقّق كامل به أسماء اللّه وصفات وافعال حقّ در جهالت مطلق وناشناسى حقّ مسلّم ومقام حقيقي أو در ضلالت تامّه بسر بردهاند ؛ ومعتقدان بدين معنى در اقليّت معدودى ميباشند .
5 - صاحب الميزان - رحمه اللّه تعالى - در تفسير خود بوجهي ديگر نظر داده وگويد :
مراد از ضلالت در كريمهء مزبور ، عدم هدايت بوده ومعنى عدم هدايت ، ضالّ يا گم بودن أو در نفس خود است ، با قطعنظر از هدايت حقتعالى ؛ پس نه هدايتي براي أو بود ونه براي أحدى از خلق ؛ مگر بخداوند سبحان ؛ ولذا نفس پيامبر قبل از رسالت أو فىنفسه يا خودبخود گم بود ، اگرچه هدايت الهى ملازم نفس آنحضرت گرديد ، تا بالأخره بهدايت رسيد ، وآيهء واقعه در سورهء شورى :
« وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَلَا الْإِيمانُ »
را دليل بر معنى موردنظر خود آورده است . اين كريمه دلالت بر اين معنى دارد كه وحى بر حقيقت خفويّهء پيامبر از عالم أمر وروح بوده وپيامبر أكرم ( ص ) پيش از آنكه مورد وحى واقع گردد ، نه علمي بكتاب خدا داشت ونه ميدانست كه ايمان چيست ، وبدنبال آية نازل است :
« وَلكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا ، وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
يعنى : وليكن ما كتاب وقرآن را نوري قرار داديم تا هر بندهاى از بندگان خود را بخواهيم بهدايت رسانيم ، وتو اى پيامبر ، مردمان را براه راست رهنمايى ميكنى . مراد از وحى به پيامبر از عالم أمر وروح ، القاء حقيقت قرآن وايمان است كه هيچكس تا پيش از اين وحى از آن آگاه نبود ، ولذا پيش از اين وحى ، پيامبر أكرم نسبت بدان در بىخبرى ميزيست ونه گمراهى ، اگرچه بقول صاحب الميزان گمراهى أو : « فقد كانت نفسه في نفسها » باشد ؛ زيرا پيامبرى كه خود را دلآگاه ونبىّ ميدانست واين نبوّت از آنگاه محقّق بود كه حضرت آدم از حيث وجود خارجي خود ، هنوز در آب وگل بسر ميبرد ؛ چگونه چنين نبيّيى گمراه بوده واين گمراهى يا ضلالت - با قطع نظر از هدايت حقتعالى - در نفس أو كامن ميبود ؟ . بنابراين ، نظريّهء صاحب الميزان نيز