تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 938

مساهمون:

ص٩٣٨
شوكت ومقام رسول خدا ( ص ) آنانرا بمرتبهء شناخت پيغمبر اسلام رساند ، ودر زبان عرب ، ضلالت را در معنى مخفى بودن شأن يا رتبه وارج وارزش چيزى يا كسى گفته‌اند : « ضلّ الماء في اللّبن ، إذا خفى فيه » يعنى آب در شير گم شد ، واين مثل را بدانجهت گويند كه آب در شير ديده نميشود وپنهان است . پس ضالّ در كريمهء مزبور عبارت از مخفى بودن شأن وجلالت قدر ومنزلت آن صفوت آدميان وبرگزيدهء عالميان ميباشد ونه بمعناى گمراه بودن از راه حقّ ؛ وجملهء « هدى العروس » يعنى عروس آرايش كرد وجلوهء خود را بظهور رساند ؛ مؤيّد اين معنى است . 2 - بعضي هم گويند كه پيامبر أكرم در سنين كودكى در كوههاى مكّه گم شد وعبد المطّلب بدنبال أو ميگشت ، وخود را بپردهء كعبه چسبانده وميسرود :
يا ربّ فاردد ولدى محمّدا * ردّ إلىّ ، واصطنع عندي يدا
اين روايت را أبو الضّحى از ابن عبّاس نقل كرده وبدنبال آن اضافه نموده است كه : أبو جهل ، محمّد ( ص ) را يافت وبعبد المطّلب برگرداند ؛ وچون أبو جهل دشمن پيامبر خدا بود ؛ حضرت حقتعالى برسول خود منّت نهاده واز چنگ دشمن نجات داد ؛ پس ضلالت در كريمهء مزبور عبارت از گم‌گشتگى در جبال مكّه ميباشد وهدايت نيز بمعنى يافتن أو از گم شدن در كوههاست ، آنهم در زمان خردسالى آنوجود أقدس ( ص ) . برخى هم بنقل از حديث كعب الأحبار ، گم‌گشتگى پيامبر را در موقعى دانند كه حليمهء سعديّه مادر رضاعى پيامبر ، أو را براي سپردن بدست عبد المطّلب جدّ أمجد رسول خدا آورد ، ودر طرق مكّه گم گشت وسرانجام أو را در زير درختى يافتند وچون عبد المطّلب آن كودك را يافت از أو پرسيد : « من أنت يا غلام ؟ » كودك در پاسخ گفت : « انا محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطّلب » سپس عبد المطّلب بدو گفت : « فدتك نفسي ، فأنا جدّك » آنگاه أو را بر زين مركب خود نشانده وبمكّه آورد وقريش را بيافتن أو مطمئن كرد . از اين روايت كعب الأحبار معلوم ميشود كه عبد المطّلب ، سألها محمّد ( ص ) نوهء خود را ، از دوران شيرخوارگى تا صباوت كه در حجر تعهّد وتربيت ورضاع حليمهء سعديّه بوده است ، بچشم خود نديده ومشخّصات صورت واندام أو را نمىشناخته ، وگرنه با نخستين ديدار أو را ميشناخت ولزومى بپرسيدن اسم از آن كودك نبود ودر غير اينصورت ، چنين اشكال وايرادى بروايت كعب الأحبار نابجا بنظر نميرسيد .