گفت . البتّه بنده در اينكار نيز از هدايت الهى بىنياز نبوده ودر هر حادثه وپيشآمد ، بايد بتمام باطن واراده وعلم كامل ، از حضرت حقتعالى به استعانت وطلب هدايت پرداخت .
سوّم - هدايت در انزال كتب وارسال رسل است ، وكريمهء :
وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ
و
« إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ »
مؤيّد اين معنى بوده والبتّه اين هدايت در فرستادن رسولان الهى ووضع قوانين واحكام وأصول وفروع دين خداست .
چهارم - هدايت مختصّ أنبياء ورسل است ، تا أسرار وبواطن أمور مربوط بشريعت حقّه را آنچنانكه هستند ، بر آن بزرگواران نمايانده وقلوب آنان را در كشف حقايق ومعارف الهى آگاه نموده وضمير وباطن أنبياء وأولياء را در شهود اسرار لا يتناهى هدايت كند وكريمهء :
أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ
دلالت بر هدايت أنبياء وأولياء دارد ؛ وبطور كلّى هركس كه بأنبياء اهتداء وراهجويى كند در تحت شمول اين كريمه ونيز آيهء :
« وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا »
واقع خواهد بود وهدايت خاصّى هم وجود دارد وآن رهيابى مؤمنان بمنازل قرب وحريم الهى است كه از آن طبق مرتبهء هريك بدرجات جنان ومنازل رضوان تعبير گرديده وآيهء :
« يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ »
دلالت قرآني بر وجود اينگونه از هدايت دارد .
پنجم - هدايت اخصّ « 1 » ميباشد كه بسه قسم : هدايت از حقّ وبا حقّ وبحقّ تقسيم گرديده ؛ واز حقّ آن مانند آيهء
« إِنَّ الْهُدى هُدَى اللَّهِ »
وبا حقّ آن نظير كريمهء :
« يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ »
وهدايت بحقّ مانند آيهء :
« وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى »
كه اختصاص بحضرت ختمى مرتبت دارد ولا غيره . بنابراين ؛ هدايت داراى مراتب وموارد ومعاني متعدّدى است ؛ چنانكه ضلالت هم كه مقابل آن ميباشد ، بمعناى غىّ نيست ودر هر مورد خاصّى داراى مرتبهاى از آن است ، وبهمين دليل ضلالت در خصوص حضرت رسول أكرم كه عقل اوّل وروح أعظم وظلّ ممدود ونور منبسط الهى است با مراتب وأنواع ديگر ضلالت فرق داشته واين مبحث مستحقّ تحقيق وافى از جهاتى گوناگون ميباشد كه در ذيل بدان پرداخته مىآيد .
هامش
( 1 ) - تفسير سورهء فاتحه از مفسّرى ناشناس ، با مقدّمه وتحقيق أستاذ سيّد جلال الدّين آشتيانى ، نشر دفتر حوزهء علميّهء قم 1377 هجرى .