با جملهء جمعى ميگويد :
« غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ »
وبالأخره در جميع موارد مزبور ، در حمد وعبادت واستعانت واهتداء بصراط مستقيم وفرار از مردودين واشخاص مغضوب وگمراه ، هيچگاه عابد خود را به تنهايى مطرح نميكند ، وچون هرگز خويش را در دنيا از أنبياء ورسل وأولياء وصلحاء جدا ومستثنى نمىنمايد ؛ پس چگونه خود را در أمور آخرت وقيامت از آنها جدا پندارد ، وحال اينكه حضرت حقتعالى فرموده است :
فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ
ودر نتيجة لفظ إهدنا بصيغهء جمع ، گوياى حقيقي حكمي وعقلي است كه آدمي در مقام تعقّل پى بمفهوم صحيح وعاقلانهء آن برده وحكم آنرا در نعبد ونستعين وپيش از ايندو در الحمد نيز درمىيابد .
فايدهء پنجم :
فخر رازي بدليلى در صحّت ودرست ومعقول وعالمانه بودن إهدنا از طريق علم هندسه مطرح كرده است كه خالى از لطافتى نيست . أو ميگويد خطّ مستقيم در هندسه كوتاهترين خطّ در ميان دو نقطه محسوبست ؛ وحاصل اينكه خطّ مزبور اقصر از جميع خطوط كج وداراى اعوجاج بوده وهرگاه عبدي در مقام اهتداء ميگويد :
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
بوجوهى مختلف توجّه دارد كه عبارتند از : اوّل اينكه صراط مستقيم نزديكترين راه بمقصد وأقصر طرق است ؛ وعابد ومهتدى كه بندهاى ضعيف است ، قادر نيست كه همهء راهها را بپيمايد ، تا كوتاهترين آنها را بدست آورد وبعدا در همان راه كوتاه بطىّ طريق پردازد . پس با توجّه بضعف عبد ، انتخاب اقصر فواصل بمصلحت أو نزديكتر است . دوّم اينكه : صراط مستقيم ويا هر راه ديگرى كه موصوف به نزديكترين است ، تنها يكى بوده وبجز آن جميع خطوط وطرق معوّج وكج وپيچيده بسيارند ؛ وعلاوهبر بسيارى ، با همديگر شبيه بوده ودر اعوجاج وكجى قابل تمييز وشناخت نميباشند مگر بصعوبت ؛ ولذا عبد از خداوند رحمان ميخواهد كه أو را براه راستى هدايت كند كه اقصر فاصله را تا معبود أو داشته وبا صرف وقت وقوّهء كم به بزرگترين هدايت كه همان توحيد ومعاد است دست يافته وعمرش در طرق طولانى ودرهم پيچيده ببطالت نگذرد . وجه سوّم اينكه راه مستقيم با هيچ راهى ديگر قابل قياس نيست ؛ زيرا اين طريق هم از حيث خوف وآفات به أمان نزديكتر است ، وهم راه فرار از خطرهاى آن كوتاهتر از طرق ديگر ميباشد . وجه چهارم اينكه راه راست موجب وصول بمقصد ومقصود بوده وطريق كج وبيراهه آدمي را بمقصد نميرساند وبالأخره وجه پنجم اينكه راه مستقيم تغييرپذير نيست وغيرمستقيم يا معوج ، متغيّر بوده وبالمآل همين