نبوده است ؛ ليكن هيچ حكم وطريقت ورسمي الهى نيست كه أنبياء ورسل پيشين تبليغ كرده ومردم روزگار خود را به انجام دادن تكاليف ومقرّرات الهى دعوت كرده باشند كه در قرآن نبوده ويا در اسلام موردنظر ودعوت بدان نباشد ؛ وبتعبير ديگر اگر جميع أنبياء ورسل وحتّى أولياء اللّه وعقلاء وحكماء قبل از اسلام وتنزيل فرقان ، مردمان را بديانتى دعوت كردهاند كه راستى وپاكى وخلوص نيّت ورضا وصبر وشكر وتوكّل بخدا وتسليم به أوامر الهى ومبارزهء با ظلم واجتناب از منكرات ومعاصي وقبول حقّ وعمل بطاعات وواجبات ديگر در آن وجود داشته وبپايدارى واستقامت در تبليغ مأمور بودهاند ؛ در اينصورت جميع ملاحظات ياد شده در قرآن واسلام آنهم بنحوى جامع وكاملتر آمده است ؛ واگر غير از اين بوده ، آنان أولياء شيطان درشمار آمده واز جانب خداوند متعال مأموريّتى در دعوت مردم بتوحيد ومعاد وصلاح دين ودنيا وآخرت نداشته وبعبارت ديگر مأمور هواي نفس امّاره خود بوده وگفتار وكردار آنها عين استكبار وتفرعن وتكبّر ورعونت شخصي محسوب گرديده وربطى بدين اللّه نداشته است ؛ در نتيجة هيچ پيامبر ونبىّ وولىّ وحكيمى براي دعوت انسان بمصالح اخروى وتوحيد ومعاد نيامده است كه از جانب خدا نبوده وتبليغ آنان در جهت صواب وعدالت وتسليم به امر اللّه نباشد ، وچون ناگزير از قبول اين حقيقت راست وصحيح والهى هستيم ، بالمآل جميع آن احكام از جانب حضرت حقتعالى بوده وبه تعبير ديگر اجزائى از كلّ قرآن وجزئيّاتى از كلّيهء مقرّرات دين اللّه واسلام درشمار ميباشند .
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 931
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٩٣١