عدالت يعنى رعايت دو طرف افراط وتفريط در أمور ؛ يعنى در ميان غضب ورأفت وبخل « امساك از جود وسخاء » وايثار ، وجبن وتهوّر ، وپرخورى وگرسنگى ، مرتبهاى متوسّط است كه انسان كامل برعايت آن ملتزم بوده وگزيرى از آن نيست ؛ وخداوند تعالى امّت محمّدى ( ص ) را متوسّط بين ايندو قرار داده وفرموده است :
« وَكَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً »
واين وسط چيزى جز عدل وصواب نيست ؛ بنابراين ، پس از اينكه انسان خدا را بادّلهء محكم شناخت ومؤمن ومهتدى گرديد ، بناچار بايد در تحصيل عدالت وتوسّط در أمور كوشيده ، واز خدا بخواهد كه بصراط مستقيم وسط يا خير الأمور أوسطها هدايت گردد ودر هر اخلاق وعملي بدان تمسّك نموده واز كيفيّت امّت وسط بودن خارج نشود .
وجه سوّم : سآنگاه كه انسان ، خداوند تعالى را بدليلى واحد شناخت ؛ خواهد دانست كه هيچ موجودى از مخلوقات أمرى وخلقي عالم ؛ امكان وجود ندارد ، مگر اينكه از طريق هستى آن موجود ميتوان بر وجود خداوند متعال دليلي غير از ادّلهء ديگر آورد ، وچه بسا كه انسان از جميع آن ادّله ويا بسيارى از آنها غافل ماند ؛ پس قرائت كريمهء
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
بمعنى طلب هدايت به نيل ادّلهء مزبور وتحصيل آنهاست ؛ تا بدينوسيله به أسماء وصفات وافعال وآثار الهى وكيفيّت دلالت بر ذات حقتعالى راه جسته وبهدايت كامله تحقّق يابد .
وجه چهارم : صراط مستقيم حقيقي اينستكه انسان از هرچه جز خداوند تعالى از تمامى وجود إعراض كرده وبا قلب وعقل ومعرفت بذكر وعبادت أو بپردازد وهدايت بدين صراط را كه جز ذات أقدس الهى وأسماء وصفات أو نيست ، از حضرت حقّ طلب كند وآنچنانكه خداوند تعالى رسول خاتم خود را به تبعيّت از اين صراط سفارش فرموده ودر كريمهء :
« وَأَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ »
مورد توجّه قرار گرفته است ؛ انسان بفهمد ومعرفت يابد كه هيچگاه از ياد خدا غافل نمانده وآنچنان مطيع حكم الهى گردد كه اگر چونان إبراهيم بذبح فرزندش مأمور شد ، در كمال طوع وعمق دل وجان بدين فرمان عمل كند واگر چون حضرت يونس مأمور به انداختن خود بدريا وفرو رفتن در دهان نهنگ شود ، بدون چون وچرا فرمانبردار گردد ويا اگر همانند زكريّاى نبىّ طبق ارادهء حضرت حقتعالى بايد با ارّه بدو نيم شود ، در غايت تسليم به امر الهى براي دونيمه شدن با ارّه از دل وجان حاضر گردد وبداند كه مراد از صراط مستقيم واهتداء