تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 925

مساهمون:

ص٩٢٥
شريك نخواهد كرد . امّا صراط بقول أدباء أهل لغت ؛ با سين ، يعنى سراط است كه مشتقّ از سرط يعنى سرعت در بلع وطريق واضح بوده وسپس چون در بين صاد وطاء قرابت وموآخات ميباشد ، سين سراط را بصاد مبدّل كردند وصراط بمعنى راه روشن وآشكار وبدون انحراف واعوجاج بكار رفت وجرير در اين مورد گويد :
أمير المؤمنين على صراط * إذا اعوجّ الموارد مستقيم
بنابراين ، صراط مستقيم يعنى راه راست وبدون پيچ‌وخم وانحراف ودر كمال وضوح وگشادگى ، و
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
يعنى پروردگارا ، اى خداى رحمان ورحيم و
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
، ما بندگان راهجوى خود را كه بعبادت تو پرداخته واز تو استعانت ميكنيم ، براه توحيد ومعاد كه راستترين طرق بسوى تست ، رهنمايى كن ؛ زيرا هيچ هدايت‌كننده‌اى جز تو نيست كه بندگانت را بصدق ويقين ؛ بروشن‌ترين راه وكوتاهترين آن‌كه در نهايت بتو منتهى ميگردد ، رهنمونى نمايد . مفسّران شيعه در معنى صراط مستقيم وهدايت بسوى آن بوجوهى قائلند كه ذيلا مورد تحقيق قرار ميگيرد : 1 - برخى صراط مستقيم را دين حقّ ودين اللّه دانند ، كه جميع خلق بدان راه‌نمايى شده‌اند ؛ ليكن آدمي هميشه در معرض خواطرى فاسد وضلالت‌آميز است كه بايد بهدايت از جانب حضرت حقّ توفيق يافته وبه أسباب ثبات بر دين دست يابد ؛ چنانكه در كريمهء الهى نازل است :
« وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً »
وبهمين دليل انسان هميشه ودر كلّ أحوال آنچنان‌كه بغذاى جسمي نيازمند است ، بخوراك هدايت بسوى دين اللّه وطريقهء حقّه نيز حاجتمند خواهد بود ، زيرا هيچگاه از معرض خواطر فاسده أيمن نيست . 2 - مراد از آيهء :
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
اينستكه نفس هدايت ، عين ثواب است ، بدانگونه كه خداوند تعالى فرموده است :
« يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ »
پس معنى آية اينستكه خداوندا ما را براه بهشت هدايت كن كه طريقي ثواب‌آميز است . 3 - مقصود از دين حقّ ، واهتداء بدان ، در آيندهء عمر عابد است ؛ چنانكه در ماضي هم بود ، ودعاء براي استمرار چيزى كه از قبل وجود داشته وداعى ميخواهد كه در آينده نيز استمرار يابد جائز بوده ، مانند كريمهء :
قالَ رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ
وبحكايت از حضرت خليل الرّحمن :
« وَلا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ »
واين معنى بلحاظ عبادت بودن دعاء واظهار انقطاع از خلق بحقّ است كه مصلحت انسان در داشتن دين وحفظ ديانت الهى