تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 910

مساهمون:

ص٩١٠
حكماء راسخ وعرفاء شامخ ، حقّ را در عين تشبيه ، منزّه از آن دانند ودر عين تنزيه ، مشبّه بصفات سمع وبصر داشتن است كه در هر حيواني حتّى پست‌ترين آنها يافت ميگردد ؛ زيرا هر صفت جمالى وكمالى وجلالي كه در مخلوق هست ؛ بطريق اولويّت در خالق هم موجود بوده وبقول حكماء الهى ، طبق قاعدهء عقلي : « معطى شيئى ، فاقد آن نميباشد » نميتوان تصوّر كرد كه خداوند تعالى جميع صفات جمالى وكمالى را طبق استعداد واستدعاء عين ثابت هركس بدو اعطاء فرمايد ، ومعاذ اللّه كه خود فاقد آنها باشد . پس ، يكى از مراتب عبوديّت ، معرفت به آثار وافعال وصفات وذات حضرت حقّ است ، كه كاملترين بحث از آنها را در دو تأليف كه هريك در دو جلد ضخيم بطبع رسيده است ؛ موسوم به « حكمت‌نامه » « 1 » و « هداية الأمم » « 2 » آورده‌ام وخواننده را بمطالعهء آنها هدايت ميكنم .

لطيفهء پنجم :

ديگر از مراتب عبوديّت ، علم بديانت حقّهء الهى است كه از دو طريق عقل ونقل حاصل ميگردد ؛ ليكن نه عقلي كه مقابل نقل باشد ونه نقلي كه در برابر عقل بتضادّ يا تناقض موصوف گردد ؛ بلكه عقلي كه عين نقل از حيث افادهء معنى حقيقي است ونقلي كه از عقل كلّى ونفس قدسي ائمّه وپيامبران ومعصومان - عليهم السّلام - صادر شده وميتوان نقل آنها را صورت أدبي وتعبيراتى لفظي از عقل قدسي دانست . بعبارت ديگر عقل مستند بقواعد وأصول وضوابط وميزان الهى ، اگرچه از شخص جزئي هم صادر شده باشد طبق حديث : « انّ للّه حجّتين : حجّة الظّاهرة فهو النبىّ ؛ وحجّة الباطنة فهو العقل » ايندو بدون هيچ اختلافى ، سالك وعابد را بحقيقت ميرسانند ؛ ليكن اگر نقل ، احكام عقل را تأييد وتثبيت نكند ، عقل از حجّيت خود ساقط نگرديده وبايد در اصالت صدور وصحّت حكم نقلي ترديد كرد ودر إسناد آن بحضرات معصومين - سلام اللّه عليهم أجمعين - مردّد ماند ؛ ودر همين معنى كلمات گهربار امامان شيعه ( ع ) مفيد حجّيت عقل - اگرچه عقل غيرقدسى ومستند بضوابط وقواعد وأصول - بوده وفرمايند اگر سخنان منقول از ما با موازين عقلي سازگار نبود « فاضربوه على الجدار » زيرا هرگز واز هيچ معصومى ، سخنى مخالف معيارهاى عقل مستند بقواعد وأصول صادر
هامش
( 1 و 2 ) - مطبوع تهران انتشارات الزّهراء سال 1380 شمسي ؛ تأليف غلامحسين رضانژاد « نوشين » .
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 910 | غلامحسين رضانژاد