مىيابد كه پولى با خود ندارد ، ودر اينصورت صاحب نيّت ، بثواب تصدّق در راه خدا بهر مبلغى كه نيّت كرده خواهد رسيد .
سپس بايد دانستكه هيچ ثوابي بر فعلى متصوّر نخواهد بود ، مگر به نيّت قرب بخداوند متعال ؛ ولذا هيچ طاعت وعبادتي بدون آن حقيقت نخواهد يافت ، وفىالمثل در غسل جنابت ، اگر انسان در آب هفت اقيانوس بدون نيّت قرب الهى شستشو كند ، نماز أو از نظر شرعي مقبول نبوده وبلكه نمازى نخوانده است تا مورد قبول حقّ واقع گردد ، وهمچنين در نماز وروزه وساير عبادات ؛ كه وجود نيّت ، شرط صحّت آنهاست ؛ ولى در اسلام وايمان آوردن كفّار ومشركان ، نيّتى ضرورت نداشته وبهمين دليل مسلمان ومؤمن شدن آنها ربطى به نيّت نداشته وبدون آنهم اسلام آنان صحيح است ولذا گفتهاند : « اسلام المكره صحيح والكفر لا بدّ فيه من النيّة » وكفر مكره درست نبوده ودر باطن مسلمان است ؛ ونيّت در حقيقت موجب تمييز افعال عبادات از أمور عادّى بوده ونيز سبب تمييز برخى از عبادات از طاعات ديگر است وفىالمثل با نيّت ميتوان اقسام نمازهاى واجب ومستحبّ وفرائض ونوافل را از يكديگر شناخت ؛ وبهروجه ، شرعي بودن نيّت وغرض از آنرا ميتوان از نوع نيّت انسان دانست ، وفىالمثل اگر نيّت از رفتن بمسجد براي اقامهء صلات باشد ؛ با قصد استراحت در آن متفاوت بوده وهمچنين در اعانهء بمحروم وسائل وفقير ، بايد بنوع نيّت در أداء آن توجّه داشت ؛ كه بقصد تقرّب ورضاى خدا باشد ونه خودنمايى واظهار ثروت وغنى ، ودر أمور شرعي ديگر ، مانند ذبح بقصد قرباني وبقصد طبخ طعام خود وخانواده ؛ متفاوت بوده ، وبا اختلاف در نيّت ميتوان بمشروعيّت يا عدم شرعي بودن آن آگاه گرديد ؛ واگرچه نيّت در عبادات عادّى ومعتاد انسان لازم است ؛ ليكن نيّت در أمور عادّى مورد نداشته واشكالى در فقدان آن نيست ؛ وسرانجام بايد متوجّه بود كه مراد از تحقّق نيّت در تعيين موضوع آن در اعمال عبادي قرب إلى اللّه است ، ودر أمور عادى دنيوي ، تمييز آن از موضوعات ديگر ميباشد ؛ كه ارادهء انجام دادن فعل در آنها عين نيّت بوده وبود ونبود نيّت در أمور عادى بهيچوجه موردنظر شارع نيست ، وتحقيق وافى در اين مسئله را بايد بفقهاء وبعلم فقه واگذاشت ؛ وامّا آنچه در اين لطيفه مورد غور وبررسى قرار گرفت ؛ مطلق نيّت در عبادات از حيث تقرّب بذات حقتعالى است ونه مباحث شرعي آن در خصوص هر عبادت وطاعت وچگونگى صحّت وسقم آنكه مورد اختلاف فقهاء بويژه در مذاهب مختلفه ميباشد .
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 908
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٩٠٨