فرشتگان أمر بسجود تكريمى أو فرمود وعدم امتثال حكمي إبليس در سجدهء به آدم موجب بعد ولعنت أو تا قيامت گرديد ؛ بايد علاوة بر سجود وقنوت وعبادت ذاتي ، مشرّف بعبادت صفاتى وحكمي نيز بشود ، ولذا تنها أو در جميع مخلوقات بچنين خلعتى تشريف يافت وبتعبير ديگر خلقت أو بصورت اللّه كه مستجمع أسماء وصفات وافعال ميباشد ، أو را بدين خلعت وكرامت فاخره ملبّس ومشرّف نمود ؛ وأو نيز در قرب إلى اللّه بمقام أو أدنى واصل گرديده وبمرتبهء برد اليقين نائل آمد .
لطيفهء سوّم :
يكى از مراتب عبادت برحسب علم يا معرفت بخداوند متعال ، نيّت خالصانه در توحيد است كه سرانجام بپرستش حقّ منتهى گرديده ونيّت در عبادت آنگاه به اخلاص لازم ميگرايد كه توجّه قلبي وعزم وقصد آگاهانهء عابد در حسن تلقّى از إنعام حضرت حقّ از حيث افاضهء وجود وكمالات آن بكمال خود رسيده وبداند كه در دار تحقّق وهستى وايجاد عوالم ومخلوقات ؛ هيچ علّت وسبب وشرط وإعداد واستعداد واقتضائى جز بعلم واراده وقدرت خداوند تعالى نبوده وچنين وجود بحت وبسيط ومطلق وبلكه فوق اين أوصاف را بايد بقصد تقرّب وكمال پرستيد والبتّه هيچ عبادتي بدون نيّت خالص وبدون شائبه وريا مقبول درگاه أو نخواهد بود ، ولذا در تقرّب بحضرت حقّ وتحقيق معنى
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
بايد عالمانه بعبادت أو پرداخت وتا عابد حقيقي ، قلب ونفس وروح خود را متوجّه كبرياء وعظمت وجبروت أو نكند ، ودر اين اجلال وتعظيم وتبجيل ، أو را بر ورأى أوهام وعقول وبرتر از معرفت بزرگترين مخلوق وى نداند ، هرگز در اخلاص نيّت خود موفّق نخواهد گرديد ؛ وبهمين دليل در معنى اللّه أكبر از معصوم منقول است كه « أللّه أكبر من أن يوصف » وبالأخره صاحب نيّت پاك در پرستش حقّ ، بايد تنها بمعناى اصطلاحى وعاميانهء آنكه در كتب فقهى مذكور است ، اكتفاء نكرده ودر عقد قلب ونفس وروح خويش بحقيقت آن بكوشد ودر عبادات ظاهري وعملي تا آخر آنها گرفتار كثرات صور امكاني نشده واز وحدت مطلقه انصراف نيابد ، تا قصد أو در پرستش ونيّت خالص وى در عبادت حقّ مشوب وآلوده به أغراض ومقاصد وأمور دنيوي نگردد ؛ وبصفاى باطن ومعرفت كامل بداند كه براي نيل بدين هدف ومنظور ، هيچچيز بهتر از استعانت حقيقي در تحقّق عبادت با نيّت پاك واخلاصآميز نبوده وبتعبير ديگر استعانت را موجب خلوص نيّت براي عبادت شناسد ، وهميشه بحقيقت معنى ومفهوم ايّاك وحصر معبود توجّه كرده وچيزى يا كسى را