تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 905

مساهمون:

ص٩٠٥
مِنْ مُكْرِمٍ ؟ »
ميتوان بسيارى از مردمان را بصورت آدمي دانست ونه در حقيقت ؛ وچون فىالحقيقه آدمي نيستند ، عبادت آنان برحسب ذات ناقص داخل در دواب بوده وچون جميع آدميان چنين نبوده وبعبادت تشريعي خود اهميّت داده وبدان ميكوشند ؛ لذا در كريمهء مزبور بسيارى را در رديف دواب آورده است كه جز عبادت تكويني نداشته واز عبادت تشريعي وصفاتى در غفلتند ، وهمين معنى را ميتوان از آخر آيهء مزبور فهميد كه فرمايد :
وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ
الخ زيرا هم بسيارى از مردمان از رديف چهارپايان وشمار دواب فراتر نرفته‌اند وعبادت آنها برحسب استعداد فطرى وذاتيشان ، تكويني بوده وبعبادت تشريعي نمىپردازند ؛ وبعضي هم محقّق بعذاب الهى بوده وهركه را خداوند خوار كند ، هيچكس آنها را گرامى نخواهد داشت ، وآشكار است كه آخر آية دليل بر ثبوت عبادت تكويني آنها ميباشد ؛ پس اينگونه از مردمان فاقد عبادت تشريعي بوده وداخل در رديف چهارپايان ودوابند ، وبسيارى نيز بعذاب الهى محقّق بوده وكسى قادر بگرامى داشت آن خوارمايگان نيست ، وبالمآل آسمان وزمين وخورشيد وماه وستارگان وكوهها وأشجار وجنبندگان وآدميان ناقص ومحقّقان بعذاب وخوارمايگان را عبادت تكويني است ونه تشريعي وتكليفي ؛ بويژه كه واو عطف در كريمهء مزبور كثير من النّاس را بدواب معطوف ومربوط ميكند ؛ چنانكه همين معنى از حيث قنوت عامّ ، كلّيهء موجودات أمرى وخلقي را دربر گرفته وجنبهء تكويني وذاتي دارد ، مانند مفادّ اين آية :
« بَلْ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ »
كه البتّه چنين قنوت وفرمانبرداريى عامّ بوده وجميع موجودات آسمان وزمين را فراميگيرد ؛ در حاليكه علاوة بر قنوت عامّ وداخل در همهء مخلوق ، قنوتى خاصّ كه تشريعي وصفاتى است ؛ براي انسان مورد اهتمام ميباشد كه در كريمهء :
أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَقائِماً ، يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ
افادهء معنى قنوت وسجودى را دارد كه أولياء الرّحمن در طول شب تا سپيده‌دمان ودر كمال خضوع وتذلّل انجام ميدهند ؛ ومعلوم است كه اينگونه از قنوت وسجود اختصاص بانسانها داشته وحتّى از ميان انسانها نيز ، به أولياء اللّه تعلّق ميگيرد ؛ زيرا هر انساني تحمّل اينگونه از عبادت را از حيث كمّ وكيف نداشته ودر أولياء اللّه نيز ، متفاوت بوده وبضعف وشدّت وكمال ونقص موصوف است ؛ وبهروجه چون انسان مخلوق اشرف بوده وحتّى در كمال قرب الهى از جميع موجودات أمرى وخلقي برتر وبر سر كلّيهء مخلوقات أفسر است ، وخداوند متعال بهمهء