آنان كه در كشتى وى بودند ، در آب غرق كرد وحتّى پسر نوح نيز از هلاكت مزبور بىنصيب نماند . آنگاه حضرت هود ، همانند نوح قوم عاد را كه در بين يمن وعمان وشمال مكّه زندگى ميكردند ، بتوحيد خدايى واحد وپرستش أو دعوت كرد ، وآنان ويرا دروغگو وسفيه پنداشته وبالأخره گرفتار رجس وغضب الهى شده ونسل آنها نابود گرديد ؛ وهمچنين ثمود كه نظير هود بقوم خود گفت :
يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ *
الخ وآنها نيز بعذاب دردناكى مبتلا شدند ؛ وهمين تبليغ قوم بتوحيد وعبادت خدايى واحد ، براي حضرات صالح ولوط وإبراهيم وشعيب وهارون وموسى وعيسى وبالأخره خاتم أنبياء محمّد مصطفى - عليهم الصّلات والسّلام - نسبت به أقوام خود وجميع راهيان بسوى خدا با همهء تفاوت در مراتب وجودي وتفاضل برخى از بعض ديگر ؛ وجود داشت وهريك از أنبياء ورسل با گرفتاريهاى خاصّ قوم وزمان وأمراء وحكّام وسلاطين عهد خود ، تا آخرين نفس بدعوت مردم پرداخته وآنها را بتوحيد ومعرفة اللّه وعبادت واستعانت از حضرت حقتعالى دعوت ميكردند وبيشترين آن فرستادگان الهى جان خود را در سر اين مأموريّت حقّه مىنهادند ؛ چنانكه سرتاسر سورهء مباركهء أعراف ، حاكى از اين واقعيّت تاريخي ميباشد ؛ وسرانجام خداوند تعالى در سورهء نحل فرمايد : براي هر امّتى رسولي از خود آنها فرستاديم ، تا بعبادت حقتعالى پرداخته واز جبت وطاغوت اجتناب كرده وبهدايت گرايند :
« وَلَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ »
وچون جمعى از آنقوم هدايت يافته وبحقّ گرويدند ، وبرخى ديگر براه ضلالت رفتند ، فرمايد :
« فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ »
واين امر نه همين براي گذشتگان ، كه براي جميع آيندگان تا قيام قيامت كبرى نيز ادامه داشته وخواهد داشت ، وبقول شاعر عارف جلال الدّين صاحب مثنوى :
نيكوان رفتند وسنّتها بماند * وز لئيمان ظلم ولعنتها بماند
تا قيامت ، هركه از جنس بدان * در وجود آيد ، بود رويش بدان
رگ رگ است اين آب شيرين وآب شور * در خلايق ميرود ، تا نفخ صور
جزوها را ، روىها ، سوى كلّ است * بلبلان را عشق ، با روى گل است
صبغة اللّه نام آن رنگ لطيف * لعنة اللّه بوى آن رنگ كثيف
آنچه از دريا ، بدريا ميرود * از همانجا كامد ، آنجا ميرود
مهمّتر اينكه خداوند تعالى در سورهء ياسين « يس » از بني آدم پيمان گرفته است كه جز