كند ، مگر در حدّ مرتبهء امكاني عابد ، آنهم بظهور اسمى متناسب با مظهريّت أو ، وبالأخره هركس به اندازهاى بهرهاى كه از شناخت حقتعالى وأسماء وصفات أو دارد ، در مقام عبادت بتصوير وترسيم حدّى از آن حقيقت مطلقه در ذهن ونفس خود نائل آمده وخدا را در همان حدّ معرفت خود مىپرستد وبه استعانت از أو مبادرت ميكند ، وبتعبير ديگر عبادت حضرت حقّ بوجهي از وجوه متناسب با معرفت عابد ، وجهي از عبادت در شمار آمده وچنانكه حقّ شناخت أو را جز در خودش ، نميتوان در هيچ موجود امكاني يافت ؛ عبادت أو را نيز بايد از همين مقولة دانست ؛ ولذا خواجهء كائنات وواصل بمرتبهء
« دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى »
فرمايد : « ما عرفناك حقّ معرفتك ، وما عبدناك حقّ عبادتك » زيرا معرفت را با عبادت نسبتي مستقيم بوده وكمّ وكيف شناخت حقّ - تعالى شأنه الحكيم - در عبادت واستعانت از أو مؤثّر ميباشد . پس هرچه معرفت بيشتر ؛ عبادت عابد كاملتر بوده وهر مقدار معرفت كمتر باشد ؛ عبادت ناقصتر است ، والبتّه گناه تقصير در پرستش حقّ ، بيش از قصور بوده ووجود هردو در شخص عابد امكانپذير است ؛ وچون وهم آدمي بگاه عبادت حقّ ، صورت يا صوري را در نفس يا ذهن أو مرتسم ومتصوّر ميكند ؛ برخى از جهلهء متصوّفه چنين گمان كردهاند ؛ كه اگر گزيرى براي عابد از تصوير وترسيم صورتي نباشد ، چه بهتر كه صورت شيخ را در مدّنظر آرند ؛ تا ذهن صوفي در ترسيم وتصوير هيچ صورتي بجز صورت شيخ يا قطب بكار نيفتد ؛ امّا متأسّفانه اين جماعت توجّه بدين خبر نكردهاند كه : « كلّما ميّزتموه بأوهامكم بأدقّ معانيه ، فهو مخلوقكم ومردود إليكم » بنابراين ؛ تصوير عامدانهء صورت شيخ ؛ نوعي از كفر بوده وطبق خبر منقول اگرچه تمييز وهم بدقيقترين صور ومعنى باشد ؛ مخلوق ذهن ونفس بوده ومردود عقل ونقل است ؛ وحتّى اين خبر غير متواترى را كه از ائمّهء معصومين - سلام اللّه عليهم أجمعين - نقل كردهاند كه در هنگام نماز : « واجعلوا واحدة منّا نصب العين » بدين ملاحظه محلّ تأمّل است كه خود آن بزرگواران ؛ با اينكه مثل اعلاى الهى ميباشند ، كسى را بجز حضرت حقتعالى نپرستيده ونصب العين قرار ندادهاند ؛ ولذا برخى در صحّت صدور اين روايت از حضرات معصومين ( ع ) ترديد كرده ودر مجامع روائي ديگر تأييدى بر افادهء اين معنى ، نيافتهاند ، وچون توحيد بمفهوم يكى ديدن ويكى كردن كثرات عالم است ؛ بر نمازگزار نيز واجب ميباشد كه حتّىالمقدور وبقدر وسع علمي ومعرفت خود بيكى ديدن ويكى كردن كثرات پردازد ؛ واز حقيقت معنى
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ