تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 893

مساهمون:

ص٨٩٣
بدين مرام بوده واگر بدين مقام واصل شد ؛ استعانت أو صادقانه ميباشد وأعانت حقّ بدو كارساز است وبصراط مستقيم موردنظر رهنمونى يافته است ؛ واين لطيفه همان پاسخى است كه علي عليه السّلام بسائل داد كه : « إنّى لم أعبد ربّا لم أره » وبا اينكه نفس كلّى وقدّيس آن ربّ النّوع انساني ، مكرّم بتكريم أسماء الحسنى بود ؛ پرستش وى از اللّه وظهور اللّه در نفس مقدّس أو بصورت ربوبيّت خاصّهء آنوجود محترم بود ، ولذا هركسى در مقام عبادت ، خدايى را مىپرستد ومورد استعانت قرار ميدهد ، كه حضرت حقّ در تحت حكومت اسمى از أسماء خود در وجود أو ظهور ميكند وآن عابد مظهر يك يا چند اسم از أسماء حضرت حقّ واقع ميشود ، كه « العبوديّة جوهرة ، كنهها الرّبوبيّة » پس انسان ؛ ذات وصفات واجب الوجود را در شؤون امكاني خود فهميده وبرحسب همين معرفت بعبادت واستعانت از حقّ ميپردازد ؛ وبعبارت بهتر اينكه شجرهء الهيّه را شاخه‌ها وفروعى بزرگ وكوچك است كه وجود معيّن ومحدود هر عابدى بمنزلهء يكى از آن شاخه‌هاست وبهره‌ورى آن فرع يا شاخه از ريشهء شجرهء مزبور در حدّ وجودي آنست ؛ ونكتهء لطيف اين تشبيه وتمثيل در اينست كه هيچ شاخه وفرعى به اندازهء طول وعرض وضخامت تنهء آندرخت نخواهد گرديد ؛ پس ظهور جميع حقايق ذاتي وصفاتى حقّ ، بدانوجه كه از غيب ذات جمعى أحدى در مرتبهء واحديّت اسمايى پديدار ميگردد ، در هيچ ممكن الوجودي ظاهر نخواهد شد ، وبهمين دليل است كه صفوت آدميان وزبدهء مخلوقات امرى وطبعى وديگر ائمّهء معصومين - سلام اللّه عليهم أجمعين - در مقام استكانت وتذلّل وادعيّه وأذكار ، تا آندرجه بخضوع وبكاء وزارى ميپرداختند ، كه براي جميع انسانها حيرت‌آور بود ؛ چنانكه حضرت زين العباد وامام سجّاد - عليه وعلى آبائه وأولاده الصّلات والسّلام - در يكى از ادعيّهء خود بتضرّعى غير قابل توصيف گويد : « أللّهم يا كافى فرد الضّعيف وواقى الأمر المخوف ، أفردتنى الخطايا فلا صاحب معي ، وضعفت عن غضبك فلا مؤيّد لي وأشرفت على خوف لقائك فلا مسكّن لروعتى » تا آنجا كه گويد : « لا يجير يا ألهى الّا ربّ على مربوب ولا يؤمن الّا غالب على مغلوب الخ » كه بالصّراحه ربّ را بصورت نكره آورده والبتّه كه بايد مربوب چنين ربّى هم نكره آيد ؛ واين دعاء مؤيّد مبحث مورد تحقيق است ؛ بنابراين ، تصوّر هر عابدى از اللّه بمقدار كمال مرتبه وقرب وخلوص أو در عبوديّت واستعانت از اللّه بوده وگرنه حقيقت فاخره اللّه منزّه‌تر از اينستكه بتمام حقيقت جامعه وغيب ذات أحدى خود در شخصي معيّن ظهور