در هر آن كارى كه ميل استت بدان * قدرت خود را ، همى بيني ، عيان
در هر آن كارى كه ميلت نيست وخواست * خويش را جبري كنى ، كاين از خداست
أنبيا در كار دنيا ، جبريند * كافران ، در كار عقبى ، جبريند
أنبيا را ، كار عقبى ، اختيار * كافران را ، كار دنيا ، اختيار
در پايان اين لامعه بايد دانست كه صور علمي يا أعيان ثابته بزبان ثبوتي ، لوازم وماهيّات واحكام خود را از حضرت فيّاض مطلق طلب كرده ومقتضاى قابليّت خود را از حضرت حقّ درخواست كردند ، وانسان نيز يكى از همين أعيان ثابته ووجودات علمي است كه بزبان استعداد ، لوازم ماهيّت وشؤون واحكام امكاني خود را از خداوند متعال طلب كرد ؛ واز آن جمله ، اختيار در انجام دادن وتحقّق افعال خود در مقام تكليف شرعي واحتياجات شخصي ولوازم ادامهء حيات بود ، كه از ناحيّهء حضرت حقّ بدو داده شد ؛ ودر انجام دادن افعال خود مختار گرديد ؛ ولى اين اختيار همانند وجود ، ذاتي أو نبوده واز خودش نيست ؛ وبهمين دليل است كه فعل اختيار فعل از ذات حقتعالى بوده ؛ واختيار فعل از خود انسان ميباشد وچون وجود از ناحيّهء فاعل مطلق بدو ارزانى گرديده است ؛ پس ايجاد هم كه عين صدور افعال است ، از حضرت حقّ بوده ودخالت أو در صدور افعال ، عين أسباب ومعدّات وتهيّهء وسائل ميباشد ، ونه فاعليّت وايجاد حقيقي وخلق فعل .
نكتهء لطيفى كه تذكّر آن در آخر اين لامعه قابل اهميّت ميباشد ؛ اينستكه با توجّه بحصر ايّاك در عبادت واستعانت ، چرا در كريمهء قرآني بقره وأعراف بنحو فرمان نازل است :
« وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ »
وحضرت موسى - على نبيّنا وآله وعليه السّلام - نيز قوم خود را به استعانت از خداوند تعالى وصبر دعوت كرد ؟ وحال اينكه استعانت از صبر وصلات ، با حصر
إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
سازگار نيست . پاسخ معقول اينستكه : در كريمهء نازله در سوره ، استعانت از صبر وصلات ، عين استعانت از حضرت حقّ است ؛ ليكن بوسيلهء صبر وصلات واز مصاديق استعانت از غير خداوند متعال نميباشد ؛ نهايت اينكه صبر وصلات دو وسيلهء مطمئن الهى ودو ريسمان محكم حقّانى محسوبند ، كه در مقام تمسّك عبد وچنگ زدن بدانها ، صددرصد أو را بهمان مقصد ومقصودى ميرساند كه
إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
نائل وواصل خواهد كرد وبتعبير ديگر آنكه فرمان
إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
را صادر فرموده ، بندگان خود را بدين دو وسيلهء محكم ومطمئنّ نيز هدايت نموده ، تا عابدان