تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 889

مساهمون:

ص٨٨٩
الهى در مرتبه‌اى معيّن وجلوه‌اى ويژهء خود ميباشد ؛ ودر نتيجة جميع عوالم امرى وخلقي ونفسي وطبعى ومادّى ومجرّد ؛ عبارتند از تجلّى وظهور ذات حقّ كه وجود وبه تبع از وجود ، صدور افعال وايجادات نيز ، از شؤون أسماء بوده وبالمآل منتهى بذات حق ميگردند ؛ پس تعاون بندگان خدا بيكديگر ، عبارت از افعالى صادر از آنها در عالم أسباب وعلل بوده كه ايجادات عبد محسوبند ، وايجاد هم در هر مرتبه از مراتب وجود ، به تبعيّت از أصل ؛ چيزى بجز فرع نبوده وبمبدء وجود وايجاد حقيقي راجع است ؛ ومولانا جلال الدّين بلخى در اين معنى سروده است :
اينكه گويى اين كنم ، يا آن كنم * ايندليل اختيار است ، اى صنم
اختيار خود به‌بين ، جبري مشو * ره رها كردى ، ره كج را مرو
امّا مراد شاعر عارف از اين اختيار ، همان اختيار در انجام فعل است ونه فعل اختيار فعل كه از ايجادات حقتعالى است ولذا گويد :
اينهمه آوازها ، از شه بود * گرچه از حلقوم عبد اللّه بود
فعل حقّ ، افعال ما را موجد است * فعل ما آثار صنع ايزد است
گر نباشد فعل حقّ ، اندرميان * پس مگو كس را ، چرا كردى چنان
حق تحقيق اينستكه خداوند در عالم أسباب ، افعال صادره از خود را بوسيلهء سببي معيّن ومتناسب با آن فعل ايجاد ميكند ؛ زيرا « أبا اللّه أن يجرى الأمور الّا بأسبابها » وصدور فعل بوسيلهء سبب وبدون سبب ، فرقى در استناد آن بمسبّب حقيقي نخواهد داشت ؛ النّهايه طبع هر فعلى مقتضى لوازم وأسباب وشرايطى مناسب با ذات آنست ؛ وگرنه تحقّق هر فعلى واز جملهء آنها
تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوى
نيز مستند بفاعلى سبب‌ساز وسبب‌سوز است كه كسى يا چيزى جز حضرت حقتعالى نخواهد بود ؛ وآنچنانكه تحقّق اين أمور به اختيار مطلق نيست ، بجبر مطلق هم نبوده وبقول حضرت صادق - سلام اللّه عليه - : « لا جبر ولا تفويض ، بل أمر بين الأمرين » وبصدق فرمودهء حضرت امام رضا - صلوات اللّه وسلامه عليه - : « هذا أوسع ممّا بين السّماوات والأرض » واين وسعت دايره وحيطهء امر بين الامرين را كسى جز مقرّبان معصوم الهى وعرفاء شامخ وحكماء راسخ در علوم ومعارف حقّهء اسلامى درنيافته‌اند ؛ ولذا جلال الدّين بلخى در نفى جبر مطلق سروده است :
لفظ جبرم ، عشق را بىصبر كرد * آنكه عاشق نيست ؛ حبس جبر كرد