افعال وايجادات ديگر نخواهد شد ؛ ولذا هركه موجوديّت أشياء از اوست ، ايجادات وافعال آنها نيز بطور يقين از أو خواهد بود ، وبقول عارف وارف بابا أفضل كاشاني :
اى ذات تو ، سر دفتر اسرار وجود * نقش رقمت ، بر در وديوار وجود
در پردهء كبريا ، نهان گشته ، ز خلق * بنشسته عيان ، بر سر بازار وجود
در نتيجة هم وجود از غيب مطلق وأحديّت جمعى حضرت حقتعالى است وهم ايجاد كه عين صدور افعال وخلق آنهاست ؛ از مبدء صدور ومبدع وظاهركننده وآفرينندهء أشياء ميباشد وهيچ مخلوق وموجودى را دعوى استقلال در ايجاد وصدور افعال زيبنده نيست ، مگر اينكه مثلهاى اعلاى الهى ، طبق كريمهء :
« وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى »
زيرا آيهء
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ »
بر نبودن همانندى براي أو دلالت دارد ؛ واين مثلهاى أعلى نيز بنابر مفادّ كريمهء قرآني :
« فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
در تحت امر وحكم الهى بخلق اثر وفعل پرداخته وبهيچوجه استقلالي در صدور افعال وخلق وايجاد خود ندارند ؛ چه آنگاه كه خالقينى وجود داشته باشد ؛ حضرت خالق بر حقّ وواجب مطلق وبلكه مطلق از اطلاق وتقييد ، أحسن بر همهء آنهاست واين أحسن بودن مستلزم مبدء كمال وخلق وايجاد بودنست ؛ زيرا تا خداوند تعالى اراده نكند وبظهور خود در تحت حكومت اسم الخالق والبارئ والمصوّر وألأوّل والمبدع والمبدء والباسط وغيره نپردازد ، بديهي است كه نهتنها صدور افعال وايجادات از چيزى يا كسى ممتنع ومحال است ؛ بلكه أصل وجود آنها هم حقيقت علمي وخارجي يا عيني مطلق نخواهد يافت ؛ ولذا بايد بيقين دانست كه هم وجود وهم ايجاد وصدور افعال از ناحيهء حضرت حقّ - سبحانه وتعالى - ميباشد ونه هيچ موجود ديگر ، وبا توجّه بدين معنى محقّق ، باقي نميماند بجز استعانت منظور در كريمهء
إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
كه با تدقيق در اين مسئله حلّ ميگردد ؛ زيرا هر مستعينى بايد استعانت خود را از ذات مستعانى كند ، كه أو در أصل وجود داراى استقلال بوده وكمترين شبههاى نيز در مبدئيّت ومبدع بودن أو در وجود وايجاد نيست ؛ وآنچه شايسته تحقيق وپاسخ دادن با حفظ سمت استدلال واستشهاد يا براهين عقلي ونقلي است ؛ موضوع كريمهء :
« تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوى ، وَلا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوانِ »
است كه خداوند بندگان مؤمن خود را بدين امر فرمان داده واز فحواى كريمهء مزبور معلوم ميگردد ، كه بندگان أو نيز ميتوانند بيارى وهمكارى وكمك وأعانت ديگران پردازند واين معنى موجب توهّم كساني است كه بندگان را در صدور افعال