تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 884

مساهمون:

ص٨٨٤
را حدّ ومقدارى نيست ؛ زيرا فضل خداوند بارى ، از مقدار وحدود طلب جميع ممكنات هم زائد است ، چه رسد به شخص عابد ؛ وبرخى از عارفان عقيدة دارند كه در
إِيَّاكَ نَعْبُدُ ،
فعل با قول يكى بوده وكمتر امكان وجود شائبهء شرك ميرود ، در حاليكه در ايّاك نستعين چنين نيست ؛ بدين معنى كه در استعانت ، بدليل طلب حاجت از غير وچهره بدرگاه اين وآن سودن ، گزيرى از شائبه نبوده وكمتر كسى از بزرگان أولياء اللّه را ميتوان يافت كه از اين آلودگى ودروغ پاك ومبرّى مانده باشد ؛ وحتّى در
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
هم بايد به تأمّل پرداخت ، زيرا بسا انديشه‌هاى نابايسته وتصوّرات ناشايسته بگاه اقامهء نماز بر عابد مستولى ميگردد كه فىالحقيقه با حقيقت
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
از زمين تا آسمان فرق وتفاوت دارد ؛ وبتعبير ديگر گاهى نفس امّاره از اين كريمهء قرآني بتكده‌اى ميسازد كه هزاران شيطان مصوّر در آن مورد پرستش عابد قرار ميگيرد ؛ وتنها زبان نمازگزار ، آنهم بدروغ ، بگفتن
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
ميپردازد ، وكمتر نمازگزارى را ميتوان يافت ، كه ظاهر وباطن وخيال وعقل أو در نماز ، با حقيقت اين آيهء مباركه مقرون ودمساز ومتّحد باشد ؛ مگر أمير مؤمنان وسرور موحّدان ، مولى الكونين وسيّد النّشأتين علىّ عليه السّلام كه بگاه عبادت تير پيكانى را از بدن مبارك أو خارج كردند وأو آنچنان مستغرق در عبادت وفناى كلّى در حقّ بود كه بهيچ‌وجه متوجّه آن نشد ، ولذا شيعيان بايد بداشتن چنين امام همام وولىّ بر حقّ وبزرگوارى بر كائنات افتخار كرده وبجميع عوالم وجودي وهرچه در آنهاست بنازند ؛ ويازده نسل پاك وگوهرهاى تابناك امامت وولايت از صلب أو وبطن همسر بىهمتايش حضرت فاطمهء زهرا - سلام اللّه عليها وعليهم أجمعين - بگاه عبادت از همان خصيصه برخوردار بودند .

لامعهء دهم :

ممكن است برخى به آيهء مباركه از سورهء مائده استشهاد كرده وبگويند : خداوند در اين آية :
« وَتَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوى وَلا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ »
مؤمنان را در نيكوكارى وپرهيختن بهمكارى بأهم أمر فرموده واضافه‌تر اينكه بعدم همكارى ومعاونت در گناه ودشمنى برحذر داشته واز اين هم بيشتر اينكه آنانرا بپرهيزگارى برانگيخته است ؛ واگر معاونت بندگان خدا بهم وعدم تعاون آنان در گناه وعدوان حقيقتي نداشت وآدمي جز با استعانت از خدا نميتوانست از بدى ودروغ وگناه وخصومت برحذر ماند ، امر بتعاون آنها در نيكى وتقوا وعدم تعاون در گناه ودشمنى ، معنى وموردى نداشت ؛ پس أعانت در امر خير وعدم آن در بديها از جانب عبد ؛