عبادت وأعمال مربوط بدان بطور مطلق در وجود عيني وخارجي حاصل نخواهد گرديد ؛ مگر بين رتبهاى كه مشتمل است بر احكام ربوبيّت ومجلاى مشتمل بر احكام مربوب بودن ؛ پس متعلّق ضمير جمع بدانگونه كه وارد است ؛ بزبان حقّ وعبد بوده ، يعنى عابد بعبوديّت حقّهء خود كه مظهر ربوبيّت ميباشد ، ذات أحديّت را پرستش كرده وضمير : « نحن وإنّا ونعبد ونستعين » همان زبان اجمالي هريك از دو مرتبهء ياد شده ميباشد ؛ وامّا سرّ ديگرى كه دربردارندهء تحقيقى اجمالىتر است ؛ بدين بيان قابل تذكّر ميباشد كه : هريك از دو مرتبهء ربّانى وعبدي يا مربوبى مورد اشاره را ، نشئهاى معنوي وغيبى است كه داراى أحوال وحقايقى متناسب ومتباين از يكديگر بوده واحكام بين آنها نيز داراى امتزاج وتداخل در هردو مرتبهء ربّ وعبد است كه به ائتلاف واختلاف موصوف ميباشند ؛ وبتعبير ديگر ائتلاف آنها راجع بتناسب واختلافشان به تباين آن أحوال وحقايق برميگردد ؛ وامّا مرتبهء حقّانى آن عبارت از صورتي است الهى كه صورت آدمي مقابل آن بوده وتعيّن آنصورت از غيب ذاتي حقّ ؛ همان مرتبهء انسان كامل ميباشد و « خلقت الإنسان على صورتي » حاكى از اين مرتبه بوده ؛ كه بحضرت أحديّت جمعى ناميده شده وظاهر كنندهء أعيان أشياء واحكام أسماء وصفات وشئوون الهى است كه از جهت أثر ، متقابل يكديگر واز حيث حيطه وحكم متفاوت از هم ميباشند ؛ مانند أسماء قابض وباسط ومانع ومعطى ومميت ومحيى وسخط ورضا وغضب ورأفت وقهر ولطف وأمثال اينها ، كه مقابل بأهم ومتفاوت در حكم وحيطهاند .
پس ، براي كلّ اين أسماء در حضرت أحديّت جمعى كه برزخي است در ميان غيب مطلق ذاتي وحضرتي كه بوجهي از غيب ذاتي ممتاز است ، تعيّن وانتظامى به هيأت غيبى وعلمي است كه همانند وهمسان نظم نشئه انساني با قواى طبيعي آن بوده ومحلّ نفوذ اقتدار وهدف تير توجّهات غيبى وآثار آنهاست ودر مقابل آن حقيقت الهى كه صورت آدمي وتعيّن خارجي أو بدان منسوب ومضاف ميباشد ؛ عين ثابت انسان يا صورت علمي أو در ذات حقّ واقع است كه از أزل تا أبد معلوم خداوند تعالى بوده ودر عين صورت علمي يا عين ثابت بودن ، از ذات حقّ ممتاز ميباشد وهمين امتياز موجب وصف علم نسبت بذات است ؛ نه وصف ذات از حيث هىهى ونيز نه وصف علم از آن جهت كه عين ذات محسوب ميشود .
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 881
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٨٨١