آيينه صفت ، بدست أو نيكويى * زينسوى نمودهاى ، ولى زانسويى
أو ديده ترا ، كه عين هستى تو ، اوست * زانش تو نديدهاى ، كه عكس اويى
بنابراين ، بر عبد بايسته وبر انسان شايسته است كه جز بعبادت وتوجّه بخداوند يكتا نپرداخته ودل بهيچچيز غير از حقّ نسپارد ، زيرا مرآت وجود أو از حيث اينكه محاذى ومتعيّن از غيب ذات حقّ ميباشد ؛ قبلهء هر موجودى در گذشته وآينده بوده وآينهء تمامنماى عالم درشمار است ؛ ولذا هركسى سهم وبهرهاى از حقّ دارد كه از اين أحديّت جمع ومشكات پرفروغ الهى اكتساب نموده واين بهره عبارتست از تعيّن حقّ از حيث شأني از شؤون وى وشأن مزبور در هركس بصورت آن بهره نمايان ميباشد ؛ والبتّه كسى هم بفوز عظيم حقّ نائل نميگردد مگر انسان كامل كه بعلّت جمع بين دو وجه مشتمل بر أحكام حضرت مطلق ومقيّد وبسيط ومركّب وواحد وكثير وحادث أزلي ، داراى وجود خلقي وعبدي بوده وبهمين دليل با غيب ذات حقّ مواجه است ونيز امتيازى در ميان متوجّه إليه - مورد توجّه - ومتوجّه فيها يا آن آينه ومشكات - مرتبهء كمالى انسان - وجود نداشته وهر وصلى بدو ظاهر ميگردد وحكم حضرت حقّ در كريمهء :
« وَقَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ »
وآيهء ديگر :
« إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ، أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ »
ودر ايندو آية ، قضى عين حكم أو بوده وأمر حقيقي خداوند متعال بدون هيچ ترديدى نافذ است وكريمهء : لا راد لأمره و
« لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ »
ادّلهاى نقلي وقرآني بر صحّت مدّعى است ، واگر سرّ عبادت غير از اين باشد ؛ پرستش غير از خدا وتعقيب حكم وردّ امر أو لازم آمده وتعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا .
در نتيجة ، تخطئه ومواخذه بجهت حصر وتعيين واضافه بوده وبا اعتقاد بربّ مطلق وداراى الوهيّت بودن حقّ مغايرت داشته وذات أو منزّه از اينگونه نسبتهاست وتعالى شأنه عمّا يقولون .
لامعهء نهم :
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
عبارت از تحليه يا آراستن جسم وجان عابد بزيور وآرايههاى ظاهري وباطني است ، كه بوسيلهء پرستش حضرت حقتعالى نصيب انسان ميگردد ، و
إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
تخليهء نفس عابد ، يا پيراستن وجود أو از لوث سرسودن بهر درگاه ودست نياز بدامن هر گردنفراز ميباشد ؛ پس با عبادت حقّ أطاعت شرط است وبا استعانت از أو بىنيازى از غير ؛ در عبادت رعايت وسع وطاقت بايد ودر استعانت خواستن بمقدار فضل حضرت حقّ ؛ وبهمين دليل تكليف به اندازهء تحمّل است وخواهش وطلب معونه