تقدّم نعبد بدليل استعانتى پيشين است كه نعبد محصول آن بوده ونستعين عبارت از استعانت براي عبادتهاى بعدى ميباشد ؛ كه در آينده انجام خواهد يافت ؛ وبنابراين ، هيچ عبادتي بدون توفيق حقّ واستعانت از أو محقّق نخواهد بود ؛ واضافه اينكه قلب عابد كه در بين إصبعين خداوند تعالى جاى دارد ، بدليل امكانيّت ، هميشه بر يك حال ومنوال نبوده وبايد در مقام عبادتي داراى حضوري كامل باشد ، وچون اين ويژگى دائمي نيست ؛ پس بايد حضور قلب را موقوف بر أعانت الهى وعنايات أو دانست ، تا عبادت بمعناى صحيح وكامل آن تحقّق يابد ؛ ودر نتيجة رعايت وظائف ومعرفت وعلم بعبادت ، هميشه وبراي هر عابدى حاصل نيست تا عبد مستغنى از آنها باشد وبالمآل بايد آنها را از حضرت حقّ باستعانت حقيقي طلب كرد ، تا اين استعانت ، مقدّمهء لازم عبادت گردد وكريمهء قرآني :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ ، وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ »
مؤيّد اين معنى است كه آدميان بالذّات فقيران درگاه الهى ميباشند وهمهچيز واز جملهء آنها بايد توفيق عبادت را هم به استكانت واستعانت از حضرت غنىّ على الاطلاق بدست آورند ، چنانكه در آيهء ديگر از سورهء محمّد ( ص ) بهمين معنى اشاره شده وفرمايد :
« وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَراءُ »
پس هر عبادتي متوقّف بر توفيقي الهى واستعانتى متناسب ولازم آن بوده وحتّى همين استعانت نيز جز به القاء پروردگارى تحقّق نخواهد يافت ؛ وجمعى از مفسّران گفتهاند كه استعانت نيز گونهاى از عبادت است ؛ با اين فرق كه نعبد مجمل ونستعين تفصيل آن درشمار بوده ، وعدّهاى هم ايندو را قرين يكديگر دانسته وجمع بين غناي الهى وفقر ذاتي انساني ويا عزّت وذلّت عبد وحقّ شناختهاند ؛ ولذا مقصود از جمع عبادت واستعانت ، انتظام دادن بين افتخار وافتقار است ، وبدين ملاحظه
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
افتقار بوده واز عبد ؛ و
إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
مفيد معنى افتخار واز حقّ ميباشد ، ودر حقيقت نعبد تذلّل ونستعين تعزّز وتجمّل است واز همين معنى ميتوان دريافت كه ذلّت عبد نسبت بحضرت حقّ ، عين حقيقت عزّت بوده وذليل خدا عزيز جهانيان وكلّ موجودات است ؛ وبالأخره برخى نيز عبادت را أدب بندگى دانند واستعانت را بطلب بندهء مؤدّب تعريف كرده وعقيدة دارند كه طلب حاجت بايد مقرون با أدب باشد ؛ ولازمهء أدب نيز خضوع است ؛ پس طالب بىادب از مطلوب خود محروم خواهد بود .
لامعهء هشتم :
يكى ديگر از أسرار مندرج در كريمهء :
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ
نَسْتَعِينُ
كه هردو بضمير جمع متكلّم آمده واز أسرار بسيار كلّى وبزرگ درشمار ميباشد ؛ اينستكه عين