تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 879

مساهمون:

ص٨٧٩
استقلالي نداشته وبايد موجوديّت آن عين ربط بخداوند تعالى وأسماء وصفات أو باشد ، تا در عبادت صفاتى خود نخست اقرار به
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
نموده وسپس به حصر أو به استعانت پردازد ؛ وغايت وهدف قرار دادن عبادت براي جنّ وانس در
إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
نمودار همين نكتهء لطيف است ، ومراد از آن بازگشت وجود پس از صدور از مبدء كلّ ، بهمان محلّ صدور ميباشد كه كريمهء قرآني :
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
و
« كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ »
حاكى از آن بوده ، وبهروجه أسماء ظاهره در صورت مظاهر بايد حقيقت خود را در كمالات خاصّهء خود پديدار كنند ؛ واين ظهور همه‌جانبهء آنها ممتاز از غيب ذات حقّ - بهر برهانه - بوده وعبد عارف وژرف‌نگر ، مظاهر را صورت عيني وخارجي أسماء دانسته وأسماء را عبارت از ملاحظه ذات حقّ باعتبار صفتي از صفات أو ميشناسد وچون خلق وظهور مظاهر ممتازه از أسماء وصفات ، غايتى جز عبادت حقّ ندارند ؛ بهمين دليل لام در فعل ليعبدون بمعناى علّت آمده ودر كمال ظهور است ؛ امّا در كريمهء
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
چنين نبوده واگر حكمت آنرا در ليعبدون ظاهر دانيم ، اين حكمت در آيهء مذكور باطني است ، زيرا ذات حقّ را در هرچيزى بويژه در شرايع وأديان وإخبارات أو حكمي ظاهري وباطني ميباشد ؛ كه كاملان در معرفت وأهل كشف وشهود بشناخت آن نائل آمده وعالمان شريعت وصاحبان علوم رسمي بكمترين سهمى از مقدار كم آن وآن هم در صور تكليفي وفرعيّات تعليلى دست يافته واز باطن وحقايق غيبى احكام مزبور ناآگاه وبىخبرند ؛ واگرچه عارفان حقيقت‌شناس بفروع احكام الهى نيز واقفند ؛ ليكن بيشتر علماء وأهل ظاهر را از حقايق غيبى وباطني خبري نيست .

لامعهء هفتم :

برخى از مفسّران ، مانند صاحب كشّاف ، مفهوم تقدّم نعبد بر نستعين را بتقديم وسيله پيش از طلب حاجت دانسته وگفته‌اند براي نيل بهر حاجتي وسيله‌اى متناسب با آن حاجت وطلب لازم است واگرچه در استعانت از خداوند متعال نيازى بتحصيل وسيله نبوده وكبريا وعظمت لا يتناهى أو كه فوق مدّت وعدّت وشدّت ميباشد ، بسيار بيش از اين تصوّرات امكاني وافتقارى است ، ليكن بمصداق : « أبى اللّه أن يجرى الأمور الّا بأسبابها » وكلّيت اين قاعدهء عقلي ؛ ناگزير بايد ايّاك نعبد بعنوان وسيله وسبب ، مقدّم بر نستعين آيد ؛ ولذا وسيله بر طلب حاجت تقدّم داشته وبتعبيرى بهتر بايد بهانه‌اى براي شمول رحمت بمستدعى وطالب آن باشد ؛ وبعض ديگر عقيدة دارند كه