تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 878

مساهمون:

ص٨٧٨
بوده ؛ نه هيچ استعانتى قبل از عبادت ونه هيچ عبادتي پيش از استعانت از حضرت حقّ صورت‌پذير ميباشد ، واگرچه ايندو جمله ؛ هريك بنفس وذات خود مستقلّند ؛ ليكن در حقيقت داراى وحدتي حقّه بوده ؛ ولى در مقام بيان بايد يكى را بر ديگرى تقدّم داد ، وچه بهتر كه عبادت حقّ مقدّم بر استعانت عبد از أو آيد ؛ وخداوند تعالى نيز در انزال وتنزيل آيهء مزبور ،
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
را بر
إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
تقدّم داد ، وگرنه هيچ عبادتي بدون استعانت از حقّ ممكن نيست .

لامعهء ششم :

عبادت مطلقه وذاتي عبد بيش از عبادت مقيّده وصفاتى اوست ؛ چنانكه عبادت ذاتيش بسيار بيشتر از استعانت عبد ميباشد ؛ در حاليكه استعانت أو بيش از عبادت مقيّده وصفاتى عبد است ؛ مگر در أنبياء ورسل وأوصياء محمّديّين كه بهرحال هردو قسم عبادت آنان بر استعانت آنها بيشى دارد ، مگر اينكه استعانت را بمعناى مطلق وكلّى آن ، موجب عبادت آن بزرگان دانيم ؛ كه در اينوجه أعانت حضرت حقّ سبب وعلّت تامّهء هردو عبادت ذاتي وصفاتى است ؛ وچون طبق كريمهء مباركهء :
« ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
أساس آفرينش مخلوقات بر عبادت حضرت حقّ اوّل نهاده شده ، ونيز عبادت هيچ مخلوقى از جهت استقلال آنها صحيح نيست ؛ ولذا از ذات وصفات خود بوجود وايجاد مخلوقات پرداخت ؛ تا آنان بمظهريّت أسماء وصفات حقّ وموجوديّت اعطايى أو بپرستش خداوند متعال پرداخته وجميع حوائج وموارد طلب خود را از أو بخواهند ؛ وبدين مناسبت ، پس از
إِيَّاكَ نَعْبُدُ ،
بايد بگفتن
إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
مبادرت كرد ، تا عبد متوجّه اين نكتهء لطيف ودقيق گردد كه نه در وجود مستقلّ است ونه در ايجاد ، ولذا نه در عبادت استقلالي دارد ، ونه در استعانت ؛ وچون وجود أو از خداوند تعالى است وايجادش در افعال واعمال هم فرع بر وجود بوده وبالتّبع جز از ذات وصفات حضرت حقتعالى نخواهد بود ؛ در نتيجة مناسبتى تمام در بين عبد وذات وأسماء وصفات حقّ برقرار است كه مورد شهود أهل قرب بوده ، واز همين معنى وحقيقت ، ارتباط در ميان ربّ ومربوب واله ومألوه ؛ بطور جاودانه ومداوم باقي است ؛ واگر اين رابطه در بين خالق ومخلوق فرآهم نبود ؛ على الأصول جنّ وإنسي وجود نداشت تا عبادت واستعانتى تحقّق پذيرد ؛ وبلكه بايد گفت كه عبادت ذاتي موجودات هم صورت وفعليّت نمىيافت ؛ بنابراين ، كثرت وهمى عوالم ومخلوقات ممكنه ، عين وحدت حقيقي بوده وهرچه در وجود خود مستقلّ نباشد ، در ايجادات خود نيز