سنن وواجبات ومستحبّات بوده ، وعابد براي انجام دادن همهء اينها نيازمند به استعانت از پروردگار خود ميباشد ؛ وتقيّد آن بچيزى بدون چيز ديگر ، حاكى از عدم احتياج در آن چيز بحضرت حقّ است ؛ وحال اينكه عبد در همهء أوقات وأمور محتاج بوده ، واطلاق عبادت ، مفيد معنى مطلق بودن استعانت نيز ميباشد ؛ واز ابن عبّاس منقول است كه :
« نستعين على عبادتك » پس حتّى در عبادت وتحقّق عبوديّت نيز حاجت به استعانت از حقّ لازم بوده وعلاوهبر آن اعانهء خداوندى در غلبهء بر هواي نفس واغواى إبليس ونگهداشت انسان از حوادث بد وشرور وتسلّط بر أوهام وغيره مورد حاجت است ؛ چنانكه در اداى حقّ النّاس وطلب مصالح وتحصيل علم ومعرفت وواجبات ديگر نيز بايد به استعانت از حضرت حقتعالى پرداخت ؛ وبرخى از علماء ياراى تحمّل بار امانت را در كريمهء :
« وَحَمَلَهَا الْإِنْسانُ »
بر وجه مطلوب به اعانهء خدايى بر عبد شناسند وبالأخره كاربرد حواسّ ظاهري وباطني هم به استعانت از پروردگار عالم بوده ، وقائل به
إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
، هر امر ومطلوب وهر كرده وگفته ومقصود وهر آرزو وآمالي را بسبب تحقّق استعانت دانسته وهرگز ممكنات فقير ومحتاج بالذّات را مرجع برآوردن حوائج ودرخواستهاى بيشمار خود نميداند .
لامعهء پنجم :
برخى گفتهاند كه عبادت از آنجهت بر استعانت مقدّم آمد ؛ تا بر رؤس آيات ديگر در همين سوره متوافق بوده باشد ، اضافهتر اينكه عبادت وسيلهء طلب حاجت عبد از حقّ است وتقديم وسيله بر طلب حاجت ، موجب أجابت خواسته وسرعت بخشيدن در قبول برآوردن حاجت ميباشد . امّا بايد دانست طبق نظريّهء صدر حكماى اسلام وجهان ، ملّا صدرا : اشرف مراتب انسان از حيث همين انسان بودنش ونيز برترين مقامات أو در تحصيل نسبت امكان در مقابل وجوب وافتقار در برابر بىنيازى حضرت حقّ است ؛ واين برترى جز بعبادت وعبوديّت محقّق نگردد ؛ ولذا خداوند در نماز ذكر عبوديّت حضرت رسول أكرم را مقدّم بر رسالتش قرار داده وآنرسول گرامى ( ص ) در صلاة ميفرمود : « أشهد أنّ محمّدا عبده ورسوله » واين تقدّم بملاحظهء اينستكه : عبادت وعبوديّت عبارت است از نسبت عبد بحضرت حقتعالى ورسالت يعنى نسبت رسول خدا بخلق أو ؛ پس نخستين نسبت اشرف وأولى است ؛ اگرچه رسول أفضل از ولىّ است ؛ زيرا رسالت جامع دو منزلت ورتبهء ولايت ونبوّت بوده وبتعبير ديگر هر رسولي ولىّ است ؛ ليكن هر وليّيى رسول نيست ؛ وبالأخره چون عبادت وسيلهء تقرّب بحضرت حقتعالى