تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 875

مساهمون:

ص٨٧٥
المؤمن بين إصبعين من أصابع الرّحمن » واين حديث دلالت بر اين معنى دارد كه انسانرا قلبي گريزان است كه احضار آن جز به اعانهء خداوند تعالى ممكن نيست . سوّم اينكه در أعانت از تو بهيچ موجودى از عوالم أمر وخلق اراده نخواهم كرد ؛ بلكه تنها بتو پرداخته ودر اين مذهب بحضرت إبراهيم خليل - على نبيّنا وآله وعليه السّلام - اقتداء ميكنم ، كه چون نمرود دست وپاى أو را بسته وبا منجنيق در آتش افكند ؛ جبرئيل از آن نبىّ معظّم پرسيد : « هل لك من حاجة » پس پاسخداد : « وامّا إليك فلا » واضافه نمود : « حسبي من سوآلى ، علمه بحالي » والبتّه بين شما عباد وخليل الرّحمان تفاوتى بسيار است ؛ زيرا اگر دست وپاى أو بسته بود ، از شما باز است واگر أو را در آتش نمرود انداختند ، شما را در جهنّم خواهم افكند ؛ پس بدانگونه كه حضرت إبراهيم از كسى جز خدا استعانت نكرد ، چگونه ما كه هزاران بار پست‌تر از أو هستيم ، بغير تو اى پروردگار عالميان روى آورده واز عبادت واستعانت از تو غفلت وقصور ويا تقصير ورزيم ؟ ! ؛ وامّا آنچنانكه خدا به آتش امر فرمود :
« يا نارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ »
البتّه بهر عبدي كه جز خدا را نپرستيده وبغير از أو استعانت نكند ، بهمين نظر عنايت وتوجّه خواهد نمود . وجه چهارم اينكه :
« إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
يعنى جز از تو كمك ويارى نخواهيم خواست ؛ زيرا هيچ كس را امكان أعانت بمن نخواهد بود ، مگر تو بخواهى وأو را وسيلهء اين كار قرار دهى ؛ پس من با قطع واسطه ، تنها به أعانت تو اكتفاء كرده وجز در تو قبله نخواهم ساخت . وجه پنجم اينكه : قول
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
مقتضى حصول رتبه‌اى عظيم در نفس بعبادت حضرت حقتعالى بوده واين امر موجب عجب وخودنگرى است ؛ بدين توضيح كه انسان پس از عبادت ، حقّى براي خويش تصوّر ميكند كه بر خداوند متعال واجب است كه بخواهش أو جامهء تحقّق بپوشد ؛ واين معنى چيزى بجز خودبينى وعجب نخواهد بود ؛ ولذا
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
مردّف به
إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
گرديد ، تا بر اين دلالت كند كه رتبهء حاصله بسبب عبادت از قوّهء عبد خارج بوده وجز به أعانت حضرت باريتعالى تحصّل نخواهد يافت ؛ پس ، مقصود از
« إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
ازالهء عجب ونابود كردن نخوت وتكبّر عبد است .

لامعهء چهارم :

طبق كريمهء مزبور ، استعانت از حضرت حقّ بر وجه مطلق بوده وچون اطلاق ، افادهء معنى كلّى را دارد ، لذا
إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ،
دلالت بر استعانت عبد از ربّ بطور كلّى ودر جميع أمور ميكند ونه بر وجه جزئي ، يعنى بعضي از حوائج . بنابراين ؛ بايد مقدّم بر استعانه يا عبادت هم بطور كلّى تحقّق يابد ، ونه جزئي ؛ زيرا عبادت مشتمل بر فرائض و