تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 870

مساهمون:

ص٨٧٠
بارى ، عبادت گونه‌اى از شكر است وغايت آن خضوع وتذلّل آنهم در حدّ أعلى ميباشد ، ولذا بايد بزرگداشت حضرت حقتعالى ببرترين مراتب تعظيم وتكريم ودر غايت تبجيل تحقّق يابد ؛ بطوريكه هيچ مخلوقى استحقاق برخى از آنرا هم نداشته باشد ؛ زيرا خالق انسان وكلّ موجودات امرى وخلقي ، أو بوده وبايد بچنين تعظيم وعبادتي منحصر ومختصّ شناخته گردد ؛ در صورتيكه طاعت در مورد غير از خدا نيز تحقّق داشته ، وأطاعت از پدر وسلطان وغيره نيز مستحسن است ؛ پس كسيكه عبادت را عين أطاعت داند ؛ خطا كرده وراهى بغلط پيموده است ؛ زيرا عبادت عبارت از غايت تذلّل وخضوع بوده وأطاعت چنين نيست ؛ وبهمين دليل عبد ، مطيع مولاي خود ميباشد ، در صورتيكه عابد أو نيست ؛ واگر مولايش از أو بخواهد كه بعبادت وى پردازد ، عدم تمكين ونافرمانى بر عبد واجب بوده ونبايد بدين عمل تن دردهد ؛ چنانكه در مورد كفّار ومشركان مىبينم كه بعبادت أصنام خود مىپردازند ؛ در حاليكه مطيع آنها نميباشند ؛ همين امر در پيرامون بردگان وعباد هم بنحوى ديگر است ؛ يعنى آنها مطيع مولاي خودند ؛ ليكن عابد أو نيستند ؛ وبندگان وعابدان بتها عكس يكديگر بوده ودر عبادت وأطاعت متقابل همند ؛ ولى حقّ اينستكه نوع أطاعت انسان از پدر وسلطان ويا هركس ديگر ، با أطاعت از خدا ، بلحاظ كمّ وكيف وملاحظات ديگر متفاوت است ؛ ونبايد ايندوگونه أطاعت را از هيچ لحاظى بأهم مقايسه كرد ؛ زيرا خالق كجا ومخلوق ؟ تا أطاعت از آنها را همسان پنداريم ؛ ودر پيرامون اين قياس نامعقول بايد گفت : « ما للتّراب وربّ الأرباب ؟ ! » ومفهوم اين ضرب‌المثل ، در فارسي نيز با مصراع : « چه نسبت خاك را با عالم پاك ؟ ! » متداول در أفواه است .