تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 868

مساهمون:

ص٨٦٨
روح راكب وسوار بر آنست ؛ واين هردو در مسير آخرت در حركت بوده وغايت سفر آنان لقاء اللّه است وبر همين فطرت نيز سرشته شده ؛ ليكن مقصود جسد اكتساب منافع واندوختن خيرات وخلاص يافتن از شرور وآفات ، بوسيلهء خدمت وعبادت است ؛ در حاليكه مقصود از روح همان لقاء اللّه ميباشد . پس برترين هدف وبهترين حال براي جسد اينستكه با اعمال وخدمات خود ، موجبات تقرّب روح بخداوند تعالى را ايجاد كرده وخود نيز از اين طريق بكمال رسد واين نخستين درجات سعادت انساني ومراد از
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
است ؛ وبرترين أحوال روح نيز در اينستكه مرتبط بحق ومتعلّق بدو بوده واز غير حقّ منقطع واز دنيا وما فيها متجرّد زيسته وچون روح در تحصيل اين مرتبه مواظبت كند وبر تجريد ذات خود از علائق مادّى ونجات از گرفتارى دنيوي بكوشد ؛ در اينصورت بابى از أنوار قدس ولوامع غيبى بر روى أو باز گرديده وذات أو بنور عبادت ومعرفت منوّر ميشود وخواهد دانست كه مبدء شوق أو بعالم ملكوت وجبروت ، ومحرّك ذاتش در طلب تقرّب بخدا ؛ تنها مقلّب القلوب ومحرّك النّفوس بوده ، أو از خود وبخود در انجام اعمال عبادي وتحصيل كمالات علمي وعملي موفّق ومستقلّ نبوده وجميع اين مزايا ودرجات ومراتب را از حقيقت
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
اكتساب كرده است ؛ وسپس با استعانت از حضرت حقتعالى ، وعنايت وحفظ وكمك أو بمقاماتى از قرب ولقاء اللّه نائل آمده است ؛ والبتّه در اين معنى بايد بحجّتى از توحيد افعالى هم رسيد ؛ زيرا يكى از عرفاء موحّد گفته است : اگر عبد از ناحيّهء خود دعوى استطاعت واستقلال در افعال نميكرد ؛ خداوند هرگز تكليفي بر أو نازل نمىنمود وشريعتي هم براي وى قرار نميداد ؛ ولذا بهرهء مؤمن از دعوى مزبور همين مفهوم
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
است ونيز حظّ عارفان أهل كشف وشهود ، تبرّى از دعوى صدور افعال ظاهري ومنسوب بخود بوده وبا استناد جميع ايجادات خود بمبدء وجود ؛ زبان حال آنان ذكر : « لا حول ولا قوّة الّا باللّه » ميباشد ؛ واين ذكر بر وجه صداقت از كسى صادر نميگردد ، مگر از كاملان در معرفة اللّه ؛ كه بتوحيد افعالى رسيده واز هرگونه دعوى استقلالي فارغند ؛ پس انسان كامل بحصر
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
بعبادت وعبوديّت حضرت حقّ ميپردازد وبا حصر ذات أو در توحيد افعالى به گفتن
« إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
مبادرت ميكند وبخوبى ميداند كه در كلّ عوالم وجودي وايجادى ، چيزى بجز اراده وعلم وقدرت حضرت حقّ مؤثّر نبوده وبفحواى « لا مؤثّر في الوجود الّا اللّه » از مراتب علم اليقين وعين اليقين در گذشته ودر تحقّق اين