معنى ، بحقّ اليقين رسيده است .
لمعهء هجدهم :
ملكهء عدالت نفساني عبارت از توسّط نفس آدمي در مورد شهوت ، ما بين فجور است وخمود ، ودر غضب بين ترس وتهوّر ، ودر امر ادراك در ميان جربزه وبلاهت بوده ، وچون نفس خالى از اين شش صفت نيست ، وجود هريك بدون ملكهء عدالت در ميان دو طرف افراط وتفريط ؛ مقام انساني را در حدّ حيوان تنزّل داده وبدركات بعد از خدا وجهنّم سقوط ميدهد ؛ در حاليكه اگر با رعايت ملكه مزبور كه صفت راسخ در تعديل قوى است ؛ بهيأتى نفساني مستعدّ كمال آراسته گردد ؛ داراى قوّتى نوري در طاعت حقّ گرديده ودر قبول معارف الهى واسرار ربوبي كوشا ميشود وعقل منفعل أو عالم بحقّ ومطيع خداوند تعالى شده ورشتهء التفات أو از ما سوى گسسته وهرگز بغير حقّ اشتغال نمىيابد واز هيچچيز جز ذات باريتعالى ابتهاج والتذاذ نجسته وهيأت معرفت وعبوديّت در أو بكمال آراستگى ميرسد ، ودر مسير وصال ولقاء اللّه از خود غيبت كرده وبلكه از همين غيبت نيز غائب شده وذات وى بفناء كلّى يا فناء از فناء نائل آمده وباقي ببقاء اللّه وحتّى به ابقاء اللّه ميشود ، واين مرتبه همان مقام اعلاى توحيد افعالى وصفاتى وذاتي است كه بمحو در حق انجاميده وبحقيقت حقّه
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
واصل ميگردد ، وچون در اين محو باقي مانده وبمرتبهء صحو المعلوم مراجعه نكند ؛ مستغرق در حقّ ومحجوب بحقّ از خلق گرديده وبرعكس مرتبهء نخست كه از حق محجوب بخلق بود ؛ اين فناء كلّى بمحو الموهوم وصحو المعلوم انجاميده ودر سبحات نور جلال الهى ، بعين كثرت در وحدت ووحدت در كثرت ميرسد ودر مقام جمعى نيز داراى تفصيل بوده ودر عين تفصيل نيز بحقيقت جمعى پيوسته است ، ودر اين مرتبهء شامخ ، بشرح صدر ووسع حقّ مفتخر گرديده وذات باريتعالى را بحقايق تنزيهي وتشبيهى عبادت ميكند وبأسرار عبوديّت واقف ميشود واين مرتبه ، همان فوز عظيم ومظهريّت كامل از صفت منّان بودن باريتعالى ميباشد كه از حقيقت
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
بعبوديّت حقّه وولايت وقرب إلى اللّه رسيده وچنين واصلى مشار إليه بقول : « لا يزال يتقرّب العبد الىّ بالنّوافل ، حتّى أحببته » وچون بحقيقت استعانت از اللّه نائل آيد ؛ اين مقام اشارتى است بمرتبهء صحو بعد المحو كه همان مرتبهء نبوّت عامّه بوده ومشار اليه ومشمول حديث قدسي است كه فرمايد : « فإذا أحببته كنت سمعه وبصره ويده ورجله ، فبى يسمع وبي يبصر وبي يبطش الخ » .