سرّى از اسرار خداوندى ميباشد كه بسرايت ذاتي از حضرت حقّ ، قسطى بمقدار تحمّل آن فرع ويا فرع الفرع از أصل درخت مزبور را دارا بوده ؛ واين فروع همان أسماء الهى است وسرّ يا اسرار مورد سرايت ذاتي نيز عبارت از سريان تجلّى ذاتي در مراتب أسماء اللّه برحسب اقتضاى مرتبهء هر اسمى بوده ، وتوجّه بدين نكتهء لطيف هم لازم مىنمايد كه هر اسمى از وجهي عين مسمّى است واز وجه ديگر غير از آن ، وچون هر اسمى از أسماء اللّه سبب ظهور صنفى از مظاهر موجود در عالم ميباشد ؛ آن اسم قبلهء مظهر متعلّق بخود بوده ، ولذا أرواح از بعضي أسماء وصور بسيطه از بعض ديگر ، وطباع ومركّبات هم از برخى ظاهر ميگردند ؛ وبطور كلّى هر واحدى از مولّدات نيز از اسمى مخصوص عين آن در مرتبهاى خاصّ توليد ميشود كه اسم ياد شده در همان مرتبهء ويژه ظاهر آمده وبلكه بايد دانستكه حالت هر مظهر واستعداد ذاتي آن غيرمجعول ميباشد ، كه بالأخره اسم ظاهر ، قبلهء مظهر خود ومورد توجّهش در عبادت است ؛ وآن مظهر اعمّ از روح يا نفس وصور بسيطه ومركّبه يا انسان كامل وناقص بوده وحضرت حقتعالى را از همان حيثيّت اسم ظاهر در خود مىشناسد ودر ضمن هيچچيز هم بدان مستند نخواهد بود ، مگر از حضرت اسم ظاهر در آن ، وبهمين دليل بهره وحظّ ونصيب مظهر از مطلق صورت حضرت حقتعالى ، بمقدار نسبت اسم ظاهر از أمر جامع مراتب حضرات أسماء وصفات ؛ يعنى ظاهر مطلق وخداوند بر حقّ است . امّا چون خداوند متعال صورت انسان را بگاه خلقت بدو دست خود ، يعنى غيب وشهادت سرشت وبا توجّه كلّى بدين مخلوق كامل وغايى ، ملائك را أمر بسجود أو كرده وبه إبليس نافرمان فرمود :
« ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ ؟ »
بنابراين ، از غيب اين خلق كامل ، أرواح قدسي واز جنبهء شهادت وى ، طبايع وصور وأجسام پديدار آمده وآدمي را جامع كلّ أسماء خويش قرار داد وبصبغهء احكام حضرات الهيّه منصبغ فرموده وهرچه در عوالم غيب وشهود وبود ونمود ، از فرشتگان ومرسلات تا طبايع وهيوليّات را در حقيقت أو نهاده وجميع مخلوقات را مسخّر امر وطفيل وجود أو كرد ، چنانكه اخبار وارده وقدسيّات الهى وزبان شرايع ؛ حاكى از اين عظمت واقتدار وبركت آثار است . پس بر انسان حقيقي شايسته است كه با توجّه به اعتدال از جوانب افراط وتفريط وجذبههاى أطراف وأعمال ونيّات موجب انحراف ، بحضرت هويّت مطلقهاى گرايش يابد كه عين أحديّت جمع ووجود وجامع مراتب بود ونمود ومنعوت به أوصاف ظهور وبطون ومبدء هر غيب
و