تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 849

مساهمون:

ص٨٤٩
كه أو بنماز پرداخت ، بقطع عضو مزبور مبادرت نمودند وأو أصلا متوجّه آن نشده وجزع وفزعى نكرد ، ومواردى از اين قبيل نسبت به بعضي از أولياء اللّه وعارفان شامخ وبرخى از حكماء راسخ وأهل قرب هم مسموع است ؛ چنانكه بهنگام عبور سلطاني بزرگ از جلو انسان ؛ وانديشه وحيرت در جلال وعظمت وشأن فاخر أو ، موجب ميشود كه بيننده فرزند يا پدر ومادر خود را كه از نزد أو ميگذرند نبيند ؛ در صورتيكه سلطان مزبور را از دور مىنگرد وأهل وكسان وى از برابر چشمش عبور ميكنند ؛ وچون انسان نسبت بموجودات مجازى وزوال‌پذير وفانى وميرنده ومحتاج چنين باشد ؛ پس در برابر ذات غنىّ وقادر مطلق وبيزوال الهى چگونه خواهد بود ؟ .

لمعهء پنجم :

چون دنيا وحوادث وآثار ومتعلّقات آن ، موجب ملال وكلال انسان آگاه وبحقّ رسيده بوده ودر چنين نشئه‌اى هيچ‌چيز بهتر از نيل بلقاء اللّه وحضور معلوم حقيقي در نفس وتحصيل كمال نيست ؛ بنابراين ، حكماء أهل تحقيق گفته‌اند : « المعرفة بذر المشاهدة والرّوية ثمرة اليقين » پس هنگاميكه انسان در نماز خود بذكر حضرت حقّ - تعالى شأنه - پرداخته وأو را بصفات كماليّه وجماليّه مىستايد وحمد را مختصّ ذات حقّ دانسته وعبادت را منحصر بدو ميكند ، به تنوير قلب خويش به أنوار معرفت پرداخته وبه بصيرت وديد چشم باطن خويش مىافزايد وعلم وادراك خود را متوجّه اللّه رحمان ورحيمى ميكند كه مستحقّ عبارت واستكانت بوده وأهل وسزاوار خضوع وتذلّل است ؛ ولذا در چنين حالتي علم ومعرفت أو بمعلومى تعلّق مىيابد كه در محضر أو واقع بوده وأو را با جملهء
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
بنحو انحصار ميستايد وبدينگونه از بعد بقرب واز قرب بوصل معشوقى أزلي وأبدى ميرسد كه از حيث قوّت بهاء ونور جلاء وعظمت مقام وكبرياء وصفات جمالى وكمالى ديگر در فوق تصوّر وبلكه مستور بسراپردهء جلال ومتّصف بمبدئيّت در وجود وايجاد ومالك يوم المعاد ميباشد . پس بهنگام فرو رفتن در لجّهء اين محيط عميق واقيانوس پرغريق ، وعبور از منازل نفوس كلّى وعقول عالي وطىّ مراحل علم اليقين وعين اليقين ورسيدن بمرتبهء حقّ اليقين ومشاهدهء مقامات آن مشهد شريف كه زبان با هرگونه لفظ وبيانى از توصيف آن عاجز است ؛ آنگاه انسان كامل وواصل درمىيابد كه هنوز در ابتداء سير وآغاز مسير بوده وجز اينكه در عبادت خود أو را بحصر ايّاك نعبد بستايد ، وجهي ديگر وطريقي بهتر در پرستش حقّ متصوّر نيست ودر چنين موقعيّتى خواهد فهميد كه ما حصل مقال و