ضعف وسستى وسهو وكمتوجّهى وغيره باشد ؛ آنرا با عبادت جميع مسلمانان ويا نماز جماعت مخلوط كرده وبدرگاه خداوند بىنياز ومعبود چارهساز وبندهنواز عرضه ميدارد ، تا برويهم عوارض مذكور از نماز وعبادت أو مرتفع گردد وبه تعبير ديگر كلّ آنها را بعبارتي واحد منظور نمايد وبا گفتن
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
بتخليط نماز خود با جميع مصلّين پردازد وكاستى وكسر وكمي آنرا ، بقوّت وتماميّت وكمال جميع نمازها جبران كرده وبصلاتي دلخواه دست يابد واز طرف ديگر اگر نماز عابد ومصلّى كامل وتمام است ؛ ونماز ديگران از نقص وفتورى خالى نيست ؛ نماز جماعت مسلمانان ديگر از اهميّت وكمال نماز أو برخوردار شده ونواقص آنان جبران گردد ؛ وفىالمثل ميتوان عرضهء نماز بجماعت ويا قول
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
را بفروش كلّى چندين أسب قوى وضعيف تشبيه كرد كه فروشنده آنها را بنحو مجموع بفروشد ونه تكبتك ، البتّه اگر اين شرط مورد قبول خريدار واقع گردد ، جميع اسبهاى قوى وضعيف وجوان وپير را بأهم خريدارى ميكند ، ودر اينصورت ثمن معامله بطور كلّ منظور شده ومورد معامله يا اسبها بطور فردفرد وجدا از هم فروخته وخريدارى نميشوند ، وخوب وبد همهء آنها بأهم منظور شده ومورد بيع قرار ميگيرد ، وهمين مثال را ميتوان در عبادت ونماز بجماعت بكار برد ؛ ونقص وكمال نمازهاى جمعى را بأهم وبا ذكر ايّاك نعبد به پيشگاه ايزد منّان وخداوند سبحان عرضه نمود ؛ ودر اينصورت كرم ورحمت حضرت حقّ - سبحانه وتعالى - به تمييز كامل از ناقص وضعيف از قوىّ وامام از مأموم نپرداخته ودر اينحالت يا همه را بأهم قبول ميكند ، كه البتّه از خداوندى أو جز اين متصوّر نيست ؛ ويا همه را مردود ميداند كه اين امر نيز جائز نبوده ومردود عقل ونقل است ؛ ولذا بانتخاب نيك وصحيح از بد وناصحيح نپرداخته وهمه را بنحو كامل ومطلوب مىپذيرد ؛ وبالمآل زبان نمازگزار ضعيف وقوى بأهم اينستكه : بارالها اگر عبادت وصلاة من لايق عرضه به حضرت تو نيست ؛ آنرا ردّ مكن ؛ زيرا من در گزاردن نماز تنها نيستم ؛ پس نماز جميع مسلمين را بپذير ودر ضمن آنها نيز به أجابت وقبول عبادت نارسا وناقص من هم بپرداز وبقوّت وصحّت آنها از ضعف ونادرستى من درگذر ؛ زيرا نماز من داخل در نماز همهء مسلمانان بتو عرضه گرديد وكرم وجود ورحمت تو اقتضاء قبول وأجابت بعضي وردّ وعدم قبول بعض ديگر را ندارد .
شايد بتوان حلقهء ذكر يا ورد عرفاء حقّه را نيز مثال ديگر آن شناخت ؛ زيرا حلقهء مزبور