اينكه عقل ، باقي وحسّ ، فانى ومعنويّات ، اشرف بر مادّياتند .
ثالثا - عقل ومعنويّت مختص به ادراك نوع يا جنس وفصلى معيّن نبوده وقادر بر ضبط قواعد وتأسيس أصول ومباني علمي وفلسفي وعرفانى ميباشد ؛ در صورتيكه حسّ ظاهري محدود بوده وجز بديدن وشنيدن ولمس كردن وچشيدن وبوييدن وآنهم بر وجه ناقص وجزئي نميپردازد ، وبالاتر از آن ، اينكه عقل در مسائل مربوط بعود روح ووجود مبدء والهيّات واحكام دين وفروع وأصول وبهشت ودوزخ وثواب وعقاب وهدايت وضلالت وصراط مستقيم وعبادت وفهم اسرار وبواطن أمور وأشياء وكلمات اللّه وسخنان أنبياء ورسل ومحكمات ومتشابهات وغيره اهتمام ميورزد ، در صورتيكه جسم عنصرى را با حواسّ ظاهري ، شأن وصلاحيّت اينگونه أمور نبوده وجز در عالم مادّه آنهم در حدّى ناقص ، جولانى ندارد ؛ وسرانجام بايد دانست كه معاقب ومثاب در آخرت چيزى جز روح نيست و : « المطيع والعاصي والمثاب والمعاقب هي النّفس لا غيرها والبدن ، مجرّد آلة في ذلك وتغاير الآلتين لا يوجب تغاير ذي الآلة » .
10 - نتايج حاصله از اين مبحث وحقيقت معاد :
با توجّه بموارد مشروح وادّلهء معتقدان بمعاد روحاني واينكه مادّهء جسماني شأن وشرف وصلاحيّت معاد وحضور عند اللّه را ندارد ، وبا عنايت بدلائل معتقدان بمعاد جسماني واينكه در جميع موارد جنين وتولّد وصباوت وكهولت وشيخوخت آدمي ؛ وحدتي شخصي وعيني در جميع سنين عمر انسان از آغاز تا فرجام وجود داشته وصباوت وشيخوخت ومراتب متوسّط عمر هرگز قادح در وحدت شخصي أو نبوده ووحدت مزبور بدون هرگونه خدشه ولطمهاى باقي ميباشد ؛ ونيز با توجّه بنظريّه معتقدان بمعاد جسماني ، ليكن نه با جسم مادّى ، بلكه با جسمي ساخته وپرداخته قوّهء سازنده وخلّاقهء خيال كه ميتواند در يوم الحشر بدني مثل بدن دنيوي را ساخته وآمادهء ولوج روح ونفس كمال يافتهء خود بنمايد ؛ بايد بدين حقيقت توجّه كرد كه معاد حقيقي انسان در يوم الدّين وقيامت كبرى ، هم جسماني است وهم روحاني ؛ وبدانگونه كه وجود آدمي در دار البوار دنيا ودار فنا ودثور ، از سه جزء جسم مادّى ونفس جسمانيّة الحدوث وروح منفوخ الهى در انسان ، تشكيل ميگردد ، وهيچ كس حتّى بزرگترين رسل كه نبىّ أكرم وپيامبر اسلام ( ص ) ميباشد ، فارغ از اين سه جزء بدن مادّى ونفس جسمانيّة الحدوث وروح منفوخ الهى در آن وجود مبارك نيست ؛ بنابراين ، شخص معاد در يوم المعاد ، بايد با اين سه حقيقت