تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 836

مساهمون:

ص٨٣٦
« فرادى » آمده وفرمايد :
وَلَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ
يعنى همانا تنهاى تنها بدانگونه كه از آغاز شما را آفريديم بسوى ما آمده‌ايد ؛ ودر آيهء ديگر نازل است :
« قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَفُرادى »
كه فرادى در اين كريمه بمعنى واحد ودر مقابل مثنى آمده است ؛ ولذا كلمهء « فردا » بصورت منوّن يعنى گونه‌اى از فردانيّت كه بهيچ‌وجه منحصر در معنى فرد در مقابل مثنى نميباشد وبمفهوم فردانيّت يا جسم بدون مادّه آمده است ؛ ليكن مانع از شمول بمعنى فرد تنها وبدون وابستگان هم نيست . از سوى ديگر در كريمهء :
« يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ »
مشهود است كه در قيامت وطامّة الكبرى حتّى زمين هم غير از زمين مادّى دنيوي است وحتّى أفلاك وآسمانها نيز از عنصر دنيوي مبرّى ومجرّد بوده وآية :
فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
دليل بر اينستكه در قيامت هرگونه پرده‌اى از جلو چشم شخص برداشته شده وديدهء آدمي تيزبين ميگردد ، ولذا چنين ديده‌اى نميتواند چشم عنصرى دنيوي باشد وگرنه در قيامت باقتضاء عنصريّت ، موصوف بحديد البصر نخواهد شد ؛ وحديث نبوي هم كه فرمايد : « انّ في الجنّة سوقا يباع فيه الصّور » دلالت بر همين معنى فقدان مادّيت ووجود صورت كماليّه وفعليّهء بدن اخروى را دارد ، ودر اخبار منقول از ائمّهء معصومين - صلوات اللّه عليهم أجمعين - وارد است كه « أهل الجنّة جرد مرد » وبدين لحاظ بهشتيان مجرّد از مادّه بوده وآلوده بشوائب آن نميباشند ، وبدين مناسبت است كه حكيم متألّه ، صدر الدّين شيرازي در كتاب كبير أسفار أربعة فرمايد : « وانّما سمّى يوم الآخرة بيوم القيامة ، لأنّ فيه يقوم الرّوح عن هذا البدن الطّبيعى مستغنيا عنه في وجوده ، قائما بذاته وبذات مبدعة ومنشئه ، والبدن الأخروي قائم بالرّوح هناك والرّوح قائم بالبدن الطّبيعى هاهنا لضعف وجوده الدّنيوىّ وقوّة وجوده الأخروى » يعنى : قيامت را از آنجهت روز قيامت ناميدند كه روح از بدن طبيعي جدا شده ودر وجود خود بىنياز از بدن مادّى ميگردد ، ودر اينصورت قائم بذات خود ومبدع وانشاء كنندهء خود بوده وبدن اخروى نيز قائم بروح خود ميباشد ؛ در صورتيكه در دنيا روح قائم ببدن طبيعي است ؛ زيرا داراى صفت وجودي بوده وعنصرى ميباشد ، وحال اينكه بدن اخروى بعلّت سنخيّت با نفس ناطقه وروح ، داراى قوّتى بكمال است ؛ ودر نتيجة معاد با جسم فاقد مادّه وعنصر ميباشد .

تبصرهء تحقيقى :

يكى از نكات بسيار لطيفى كه دلالت بر عدم عنصريّت جسم معاد