تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 835

مساهمون:

ص٨٣٥
در مرتبهء حضور عند اللّه است كه طبق كرائم وآيات متعدّد قرآني فرمايد :
« وَإِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ »
و
« إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً ، فَإِذا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ »
و
« ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ »
كه در سوره‌هاى يس وقصص نازل است ؛ واينكه بدن اخروى داراى گوشت وپوست واستخوان وعروق واعصاب وجوارح وأعضاء بوده وكمترين فرقى با جسد دنيوي از حيث جهات مزبور ندارد ، ترديدى نيست ؛ زيرا بهمان نحوه‌ايكه انسان دنيوي با جسم ونفس وروح انسان است ، همين وحدت شخصي در انسان اخروى نيز موجود است ؛ ليكن بعلّت عدم سنخيّت مادّه در قرارگاه اخروى ، بدن شخص معاد در يوم المعاد با داشتن كلّيه أعضاء وجوارح لازم براي زندگى در دنيا ؛ فاقد مادّه بوده وواجد جميع خصوصيّات جسم دنيوي ميباشد وامّا أعضاء وجوارح وعظام وشحم ولحم وعروق واعصاب وپوست وموى أو داراى كمال صوري خود بوده وفاقد مادّه وعنصريّاتند ، وبودن اين خصائص بدن ومادّه هم بهيچ‌وجه قادح در مرتبهء لزوم خصايص بدني شخص عودكننده نبوده وحتّى ميتواند بدون حضور مادّهء عنصرى بجميع لذّات وآلام وثواب وعقاب ودوزخ وبهشت نائل آيد وبهتر از داشتن مادّه ، بهمهء وعده ووعيد حضرت حقتعالى دست يافته وأبدا فقدان مادّه وعنصر هيولائى أعضاء وجوارح را احساس نكند واز آلام دوزخ ونتايج اعمال زشت خود معذّب بوده وبرعكس از لذّات عبادات وطاعات خويش بهره‌مند وبرخوردار باشد ؛ وكرائم قرآني وآيات الهى نيز مؤيّد اين مدّعى بوده ودر سورهء مريم آيات هشتاد ونود وپنج فرمايد :
« وَنَرِثُهُ ما يَقُولُ وَيَأْتِينا فَرْداً »
و
« كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً »
يعنى همگى در روز قيامت ، بطور فرد ومجرّد بحضور حقّ ميرسند ، واگر كسى فرد را در دو كريمهء مزبور ، بمعنى تنها وبدون وابستگان ترجمه كند ، اين مفهوم بديهي بوده ودر عين اينكه هردو را دربر دارد ، بجهت فردانيّت تجريدى شاملتر از تنها بودن از وابستگان دنيوي ميباشد ؛ چنانكه شاعرى عارف وحكيم سبزوارى هم از كلمهء « فردا » در دو كريمهء مزبور ، همين تجرّد محض را دريافته‌اند ؛ ولى مانعى در تسرّى آية بهردو معنى فرد وجود ندارد :
امروز وپرير و ، دىّ وفردا * هر چار ، يكى شود ، تو فرد ، آ
از جهت ديگر در هر مورد كه در قرآن حكيم كلمهء فرد نازل گرديده است ؛ بصورت تنوين « فردا » بكار رفته است ، مگر در دو آية نازله در سورهء انعام وسبا كه بصورت